<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>لبیک یامهدی</title>
		<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>تأثیر زیارت امام رضا(ع) در اصلاح سبک زندگی</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/تأثیر-زیارت-امام-رضا-ع</link>
			<pubDate>17:57:00 +0430 چهارشنبه، 25 مرداد 1396</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">اهل بیت</category>
<category domain="alt">حدیث</category>			<guid isPermaLink="false">517254@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;زیارت قبور اهل‌بیت(ع) به لحاظ تأثیرات معنوی خاصی که در آن نهفته است، یکی از عظیم‌ترین برکات خداوند متعال برای مؤمنین و شیعیان محسوب می‌شود که بخشی از این برکات معنوی در روایات اهل‌بیت(ع) اشاره شده است. امام صادق(ع) در روایتی درباره ثواب زیارت امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «هر کس جدم را حق‌شناسانه و از روی معرفتِ به حق او زیارت کند، خداوند در برابر هر گام، برایش پاداش یک حج و عمره مقبول می‌نویسد. به خدا قسم ای پسر مارد! هرگز آتش، قدمی را که در راه زیارت امیرالمؤمنین (سواره یا پیاده) غبارآلود شود، نمی‌سوزاند. ای پسر مارد، این حدیث را با آب طلا بنویس» (وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص .۲۹۴) همچنین رسول گرامی اسلام(ص) در روایتی فرمود: «به زودی پاره‌ای از تن من در سرزمین خراسان به خاک سپرده خواهد شد. هیچ مؤمنی نیست که او را زیارت کند مگر آنکه خداوند، بهشت را بر او واجب و بدنش را بر آتش دوزخ حرام می‌کند.»&lt;/span&gt; (من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۵۸۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استفاده از ظرفیت زیارت برای اشاعه فرهنگ تشیع&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از سوی دیگر از ظرفیت زیارت می‌توان در راستای اهداف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و … بهره برد. به عنوان نمونه در بُعد سیاسی و فرهنگی به لحاظ اینکه این اماکن مقدس محل تلاقی کشورهای متعدد اسلامی و حتی گردشگران خارجی است، بهترین مکان برای تبلیغ آموزه‌های دینی و اسلامی محسوب می‌شوند و مسئولان امر در این راستا با تدابیر لازم بسته‌های محتوایی مناسبی می‌توانند تهیه کنند و بعد با ترجمه‌های مختلف در اختیار زائران قرار دهند؛ این عمل به طور حتم در بلند مدت آثار خود را نمایان خواهد کرد؛ زیرا اکنون در عصری زندگی می‌کنیم که جوامع غربی و شرقی به بن‌بست‌های فرهنگی و دینی عمیقی رسیده‌اند و اندیشمندان‌ آنها به این باور دست یافته‌اند که دیگر مکاتب دینی آنها پاسخگوی نیازهای معنوی و فرهنگی جامعه  نیست لذا ملت‌ها به دنبال الگویی برای اصلاح  سبک زندگی هستند. این در حالی است که منبع قرآن و عترت از هیچ مسأله‌ای فروگذار نکرده است و اگر معارف این دو منبع گرانقدر به خوبی تبیین و با ابزارهای هنری و مجازی به جوامع ارائه شود، به طور قطع اثربخش خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از جمله مواردی که می‌توان به کارکردهای زیارت افزود، استفاده از فرصت زیارت برای اصلاح سبک زندگی ایرانی اسلامی در سه سطح خانواده، سیستم آموزشی کشور (آموزش و پرورش و دانشگاه) و مسئولان میانی و ارشد نظام است که می‌توان این آموزه‌ها را با سه ابزارِ معرفی سیره ائمه(ع)، تأثیرات معنوی زیارت و ادب و آداب زیارت ارائه داد؛ در ادامه به بهانه روز زیارتی امام رضا(ع) از این مدخل به موارد مذکور می‌پردازیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;۱ـ استفاده از سیره امام رضا(ع) در اصلاح سبک زندگی &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;یکی از راه‌هایی که می‌توان در راستای اصلاح سبک زندگی اسلامی بهره برد، استفاده از سیره فردی و اجتماعی ائمه(ع) به خصوص امام رضا(ع) بر اساس منابع متقن شیعیان است. کتاب‌هایی مثل صحیفه امام رضا(ع)، عیون اخبار رضا(ع)، تحف‌العقول، رساله ذهبیه و … از منابع دسته اولی است که می‌توان از این طریق به نوع رفتارهای شخصی امام رضا(ع)، طرز برخورد امام(ع) با خانواده، اخلاقیات حضرت در برخورد با مردم، شیوه مناظرات امام رضا(ع) با اقشار مختلف مردم و … دست یافت و آنها را تبدیل به الگو کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هنر، بهترین ابزار انتقال سیره اهل‌بیت(ع)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;متأسفانه تاکنون تشیع آنطور که شایسته است نتوانسته سیره اهل‌بیت(ع) را به طور صحیح به جامعه عرضه کند و به نظر می‌رسد ابزار هنر از بهترین ابزارها برای اشاعه سیره ائمه معصومین(ع) است که نسبت به آن غفلت عمیقی صورت گرفته است. همچنین ابزار فضای مجازی که در عصر حاضر مرزهای امنیتی را شکافته است، ابزار قدرتمندی برای انتقال سبک زندگی رضوی(ع) و سایر اهل‌بیت(ع) به جامعه محسوب می‌شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;هرچند در این باره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی متعددی ساخته شده است، اما علاوه بر اینکه این دستاوردها کافی نیست بلکه به اذعان برخی اندیشمندان گاهی دارای اشکالات محتوایی و معرفتی نیز بوده‌اند و چه بسا در برخی آثار حق مطلب ادا نشد و در برخی موارد با تحریفاتی نیز همراه بود. بنابراین سینمای دینی همواره با دو اشکالِ «عدم زاویه ورود مناسب به موضوع عترت(ع) و انبیاء» و نیز «تحریفات روایی» روبرو بوده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مقدم بر تولید محتوای دینی باید به فکر اصلاح منظر بود. به عنوان نمونه فیلمی مانند یوسف پیامبر(ص) هرچند دارای محتوای «غنی اخلاقی» بود، اما از جهت «اعتقادی و معرفتی» سطح بسیار ضعیفی داشت تا جایی که رسول بزرگواری مانند یعقوب(ع) را همواره در موضع انفعال و ضعف نشان داد؛‌ این در حالی است که پیامبران و رسولان دارای علم الهی و متصل به وحی بودند؛ و یا به قدری ماجرای زلیخا را پررنگ کردند که قرآن به این اندازه به آن نپرداخته بود. به هر حال پرداختن به محتوای این فیلم از حوصله متن خارج است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt; ۲ـ تأثیرات معنوی زیارت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;موضوع دیگری که می‌توان از آن به عنوان ابزار اصلاح سبک زندگی یاد کرد، تأثیر معنوی زیارت است؛ به این صورت که وقتی افراد با حرم‌های اهل‌بیت(ع) مواجه می‌شوند، ناخداگاه تحت تأثیر محیط پاک و زلال این اماکن مقدس قرار می‌گیرند و ممکن است این حس معنوی تا مدت‌ها در روح و جان زائران قرار گیرد و چه بسا موجبات اصلاح بسیاری از امورات اخلاقی و رفتاری را فراهم آورد. بنابراین والدین و حتی مسئولان آموزشی می‌توانند در قالب اردوهای تفریحی و تربیتی نوجوانان و جوانان را به زیارت قبور اهل‌بیت(ع) ببرند تا از تأثیرات معنوی آن بهره ببرند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تسنیم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/تأثیر-زیارت-امام-رضا-ع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">زیارت قبور اهل‌بیت(ع) به لحاظ تأثیرات معنوی خاصی که در آن نهفته است، یکی از عظیم‌ترین برکات خداوند متعال برای مؤمنین و شیعیان محسوب می‌شود که بخشی از این برکات معنوی در روایات اهل‌بیت(ع) اشاره شده است. امام صادق(ع) در روایتی درباره ثواب زیارت امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «هر کس جدم را حق‌شناسانه و از روی معرفتِ به حق او زیارت کند، خداوند در برابر هر گام، برایش پاداش یک حج و عمره مقبول می‌نویسد. به خدا قسم ای پسر مارد! هرگز آتش، قدمی را که در راه زیارت امیرالمؤمنین (سواره یا پیاده) غبارآلود شود، نمی‌سوزاند. ای پسر مارد، این حدیث را با آب طلا بنویس» (وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص .۲۹۴) همچنین رسول گرامی اسلام(ص) در روایتی فرمود: «به زودی پاره‌ای از تن من در سرزمین خراسان به خاک سپرده خواهد شد. هیچ مؤمنی نیست که او را زیارت کند مگر آنکه خداوند، بهشت را بر او واجب و بدنش را بر آتش دوزخ حرام می‌کند.»</span> (من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۵۸۵)</p>
<p><strong>استفاده از ظرفیت زیارت برای اشاعه فرهنگ تشیع</strong><br /> <span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از سوی دیگر از ظرفیت زیارت می‌توان در راستای اهداف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و … بهره برد. به عنوان نمونه در بُعد سیاسی و فرهنگی به لحاظ اینکه این اماکن مقدس محل تلاقی کشورهای متعدد اسلامی و حتی گردشگران خارجی است، بهترین مکان برای تبلیغ آموزه‌های دینی و اسلامی محسوب می‌شوند و مسئولان امر در این راستا با تدابیر لازم بسته‌های محتوایی مناسبی می‌توانند تهیه کنند و بعد با ترجمه‌های مختلف در اختیار زائران قرار دهند؛ این عمل به طور حتم در بلند مدت آثار خود را نمایان خواهد کرد؛ زیرا اکنون در عصری زندگی می‌کنیم که جوامع غربی و شرقی به بن‌بست‌های فرهنگی و دینی عمیقی رسیده‌اند و اندیشمندان‌ آنها به این باور دست یافته‌اند که دیگر مکاتب دینی آنها پاسخگوی نیازهای معنوی و فرهنگی جامعه  نیست لذا ملت‌ها به دنبال الگویی برای اصلاح  سبک زندگی هستند. این در حالی است که منبع قرآن و عترت از هیچ مسأله‌ای فروگذار نکرده است و اگر معارف این دو منبع گرانقدر به خوبی تبیین و با ابزارهای هنری و مجازی به جوامع ارائه شود، به طور قطع اثربخش خواهد بود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از جمله مواردی که می‌توان به کارکردهای زیارت افزود، استفاده از فرصت زیارت برای اصلاح سبک زندگی ایرانی اسلامی در سه سطح خانواده، سیستم آموزشی کشور (آموزش و پرورش و دانشگاه) و مسئولان میانی و ارشد نظام است که می‌توان این آموزه‌ها را با سه ابزارِ معرفی سیره ائمه(ع)، تأثیرات معنوی زیارت و ادب و آداب زیارت ارائه داد؛ در ادامه به بهانه روز زیارتی امام رضا(ع) از این مدخل به موارد مذکور می‌پردازیم.</span></p>
<p> </p>
<p><strong>۱ـ استفاده از سیره امام رضا(ع) در اصلاح سبک زندگی </strong><br /> <span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یکی از راه‌هایی که می‌توان در راستای اصلاح سبک زندگی اسلامی بهره برد، استفاده از سیره فردی و اجتماعی ائمه(ع) به خصوص امام رضا(ع) بر اساس منابع متقن شیعیان است. کتاب‌هایی مثل صحیفه امام رضا(ع)، عیون اخبار رضا(ع)، تحف‌العقول، رساله ذهبیه و … از منابع دسته اولی است که می‌توان از این طریق به نوع رفتارهای شخصی امام رضا(ع)، طرز برخورد امام(ع) با خانواده، اخلاقیات حضرت در برخورد با مردم، شیوه مناظرات امام رضا(ع) با اقشار مختلف مردم و … دست یافت و آنها را تبدیل به الگو کرد.</span></p>
<p><strong>هنر، بهترین ابزار انتقال سیره اهل‌بیت(ع)</strong><br /> <span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متأسفانه تاکنون تشیع آنطور که شایسته است نتوانسته سیره اهل‌بیت(ع) را به طور صحیح به جامعه عرضه کند و به نظر می‌رسد ابزار هنر از بهترین ابزارها برای اشاعه سیره ائمه معصومین(ع) است که نسبت به آن غفلت عمیقی صورت گرفته است. همچنین ابزار فضای مجازی که در عصر حاضر مرزهای امنیتی را شکافته است، ابزار قدرتمندی برای انتقال سبک زندگی رضوی(ع) و سایر اهل‌بیت(ع) به جامعه محسوب می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هرچند در این باره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی متعددی ساخته شده است، اما علاوه بر اینکه این دستاوردها کافی نیست بلکه به اذعان برخی اندیشمندان گاهی دارای اشکالات محتوایی و معرفتی نیز بوده‌اند و چه بسا در برخی آثار حق مطلب ادا نشد و در برخی موارد با تحریفاتی نیز همراه بود. بنابراین سینمای دینی همواره با دو اشکالِ «عدم زاویه ورود مناسب به موضوع عترت(ع) و انبیاء» و نیز «تحریفات روایی» روبرو بوده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مقدم بر تولید محتوای دینی باید به فکر اصلاح منظر بود. به عنوان نمونه فیلمی مانند یوسف پیامبر(ص) هرچند دارای محتوای «غنی اخلاقی» بود، اما از جهت «اعتقادی و معرفتی» سطح بسیار ضعیفی داشت تا جایی که رسول بزرگواری مانند یعقوب(ع) را همواره در موضع انفعال و ضعف نشان داد؛‌ این در حالی است که پیامبران و رسولان دارای علم الهی و متصل به وحی بودند؛ و یا به قدری ماجرای زلیخا را پررنگ کردند که قرآن به این اندازه به آن نپرداخته بود. به هر حال پرداختن به محتوای این فیلم از حوصله متن خارج است.</span></p>
<p><strong> ۲ـ تأثیرات معنوی زیارت</strong><br /> <span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">موضوع دیگری که می‌توان از آن به عنوان ابزار اصلاح سبک زندگی یاد کرد، تأثیر معنوی زیارت است؛ به این صورت که وقتی افراد با حرم‌های اهل‌بیت(ع) مواجه می‌شوند، ناخداگاه تحت تأثیر محیط پاک و زلال این اماکن مقدس قرار می‌گیرند و ممکن است این حس معنوی تا مدت‌ها در روح و جان زائران قرار گیرد و چه بسا موجبات اصلاح بسیاری از امورات اخلاقی و رفتاری را فراهم آورد. بنابراین والدین و حتی مسئولان آموزشی می‌توانند در قالب اردوهای تفریحی و تربیتی نوجوانان و جوانان را به زیارت قبور اهل‌بیت(ع) ببرند تا از تأثیرات معنوی آن بهره ببرند.</span></p>
<p> </p>
<p>تسنیم</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/تأثیر-زیارت-امام-رضا-ع">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/تأثیر-زیارت-امام-رضا-ع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=517254</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>توصیه پیامبر(ص) درباره نگهداری طبیعت</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/توصیه-پیامبر-ص-درباره-نگهداری</link>
			<pubDate>08:23:00 +0330 پنجشنبه، 19 اسفند 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">حدیث</category>			<guid isPermaLink="false">347668@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;نخل را نسوزانیدو آن را در آب غرق نکنید.درخت بارور را قطع نکنید. وزراعت را به آتش نکشید؛ زیرا شما نمى‏ دانید،شایددر آینده به آن نیازمندشوید. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;متن حدیث:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;قال رسول الله صلى‏ الله‏ علیه‏ و آله:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;لاتُحرِقُوا النَّخلَ و لاتُغرِقوهُ بِالماءِ و لاتَقطَعُوا شَجَرَةً مُثمِرَةً و لاتُحرِقُوا زَرعا لأِنَّکُم لاتَدرونَ لَعَلَّکُم تَحتاجُونَ إلَیهِ.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  «اصول کافی، جلد5، صفحه 29»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/توصیه-پیامبر-ص-درباره-نگهداری&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 12pt;">پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">نخل را نسوزانیدو آن را در آب غرق نکنید.درخت بارور را قطع نکنید. وزراعت را به آتش نکشید؛ زیرا شما نمى‏ دانید،شایددر آینده به آن نیازمندشوید. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;"> </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">متن حدیث:</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">قال رسول الله صلى‏ الله‏ علیه‏ و آله:</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">لاتُحرِقُوا النَّخلَ و لاتُغرِقوهُ بِالماءِ و لاتَقطَعُوا شَجَرَةً مُثمِرَةً و لاتُحرِقُوا زَرعا لأِنَّکُم لاتَدرونَ لَعَلَّکُم تَحتاجُونَ إلَیهِ.</span></p>
<p>  «اصول کافی، جلد5، صفحه 29»</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/توصیه-پیامبر-ص-درباره-نگهداری">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/توصیه-پیامبر-ص-درباره-نگهداری#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=347668</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چهار نشانه بدبختی در کلام پیامبر اکرم(ص)</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/چهار-نشانه-بدبختی-در-کلام</link>
			<pubDate>20:14:00 +0330 چهارشنبه، 12 آبان 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">محافظین حریم زینبی</category>			<guid isPermaLink="false">288585@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;پيامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمودند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از نشانه ‏هاى بدبختى است: چشم بى ‏اشك، سختى و قساوت دل، حرص زدن زياد در طلب روزى و پايدارى (اصرار) بر گناه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;متن حدیث:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;مِن علاماتِ الشَّقاءِ: جُمُودُ العَينِ، وقَسوَةُ القَلبِ ، و شِدَّةُ الحِرصِ في طَلَبِ الرِّزقِ، و الإصرارُ على الذَّنبِ.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&amp;#8220;خصال، صفحه 243&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/چهار-نشانه-بدبختی-در-کلام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><br /><span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پيامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمودند:</span></p>
<p><span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از نشانه ‏هاى بدبختى است: چشم بى ‏اشك، سختى و قساوت دل، حرص زدن زياد در طلب روزى و پايدارى (اصرار) بر گناه.</span></p>
<p><span style="color: #000000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">متن حدیث:</span></p>
<p><span style="color: #008000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:</span><br /><span style="color: #008000; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">مِن علاماتِ الشَّقاءِ: جُمُودُ العَينِ، وقَسوَةُ القَلبِ ، و شِدَّةُ الحِرصِ في طَلَبِ الرِّزقِ، و الإصرارُ على الذَّنبِ.</span></p>
<p> </p>
<p><span style="font-size: x-small;">&#8220;خصال، صفحه 243</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/چهار-نشانه-بدبختی-در-کلام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/چهار-نشانه-بدبختی-در-کلام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=288585</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>پژوهش و نگارش در آینه احادیث</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/مشکلات-کشور-با-روحیه-و</link>
			<pubDate>14:26:00 +0330 چهارشنبه، 12 آبان 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="alt">محافظین حریم زینبی</category>
<category domain="main">علمی</category>			<guid isPermaLink="false">288467@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                                        &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                                                                                        &lt;img src=&quot;/media/blogs/aasmaz/پژوهش_1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;284&quot; height=&quot;189&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #339966;&quot;&gt;تحقیق کن، تحقیق کن!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«لا ینفع اجتهاد بغیر تحقیقٍ.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر تلاشی که در آن تحقیق(1) و حقیقت جویی نیست، بهره ای ندارد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غرر الحکم، ص 249&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;راه برین کدام است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«لا سنّة أفضل من التّحقیق.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 249&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;عمل برتر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«لا عمل کالتّحقیق.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هیچ کاری چون تحقیق و حقیقت جویی نیست.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 249&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;قلم، نخستین آفریده خدا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«أوّل ما خلق اللّه القلم فقال له: اکتب فکتب ما کان و ما هو کائن الی یوم القیامة.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«قلم نخستین آفریده کردگار است. به او فرمود: بنگار، و قلم آنچه را بود و تا روز رستخیز خواهد بود، همه را در نوشتار آورد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 398&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;نخستین قلمزن که بود؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«یا أباذرّ أربعة من الأنبیاء سریانیّون: آدم و شیت و أخنوخ (و هو ادریس و هو أوّل من خطّ بالقلم) و نوح &amp;#8230; .»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«ای ابوذر! چهار تن از پیامبران سریانی اند: آدم و شَیت و اُخنوخ و نوح، و اُخنوخ همان ادریس است که نخستین بار با قلم نوشت.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بحارالانوار، ج 11، ص 32&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;پژواک قلم تا کجا که نمی رسد!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«تلاث تخرق الحجب و تنتهی الی ما بین یدی اللّه: صریر أقلام العلماء و وطی أقدام المجاهدین و صوت مغازل المحصنات.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«سه بانگِ طنین انداز است که پرده ها را می درد و پژواک آن در نهایت به خدا می رسد: بانگ قلمهای دانشمندان؛ بانگ قدمهای مجاهدان؛ و بانگ چرخ بافندگی زنان پاکدامن.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;تفسیر نمونه، ج 24، ص 377&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;چرا زکات دست خود نمی دهی؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ا&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«&amp;#8230; زَکوة الید البذل و العطاء و السّخاء بما أنعم اللّه علیک به و تحریکها بکتبه العلوم و منافع ینتفع بها المسلمون فی طاعة اللّه تعالی &amp;#8230; .»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«زکات دست، بذل و دهش و بخشش است از نعمتهایی که خدا به تو ارزانی داشته است و جنباندن آن است به نگارش دانشها و بهره هایی که مسلمانان از آن در راه فرمانبری خدای بزرگ بهره مند شود.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;سفینة البحار، ج 2، ص 461&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;مرکب دانشوران، از خون شهیدان برتر است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«اذا کان یوم القیامة جمع اللّه عزّ و جلّ النّاس فی صعیدٍ واحدٍ و وضعت الموازین فتوزن دماء الشّهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشّهداء.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«آن گاه که روز رستخیز شود، خدای بزرگ همگان را در یک سرزمین گرد آورد و ترازوهای ارزش سنج در پیش نهد. چون خونهای شهیدان با مرکب قلم دانشمندان به سنجش آید، مرکب قلم دانشمندان بر خونهای شهیدان برتری یابد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 398&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;فرهنگ مکتوب و این همه پاداش!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«المؤمن اذا مات و ترک ورقةً واحدةً علیها علمٌ تکون تلک الورقةُ یومَ القیامة ستراً فیما بینه و بین النّار و أعطاه اللّه تبارک و تعالی بکلّ حرفٍ مکتوبٍ علیها مدینةً أوسع من الدّنیا سبع مرّاتٍ.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«مؤمن چون از دنیا رود و برگه ای حاوی دانش از خود بر جای نهد، این برگه در روز رستخیز، میان او و آتش دوزخ پرده ای شود. و خدای خجسته و بزرگ برای هر حرفی که بر آن برگه نوشته شده باشد، شهری به فراخناکی هفت گیتی به وی بخشد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بحارالانوار، ج 2، ص 144&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;ای قلمزنان! به کدامین راه می روید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«یؤتی بصاحب القلم یوم القیامة فی تابوت من نار یقفل علیه بأقفال من نار فینظر قلمه فیما أجراه فان کان أجراه فی طاعة اللّه و رضوانه فکّ عنه التّابوت، و ان کان اجراه فی معصیة الله هوی فی التابوت سبعین خریفاً &amp;#8230; .»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«در روز رستخیز، قلمزن را در تابوتی آتشناک بیاورند که قفلهایی آتشناک نیز بر آن بسته باشند. آن گاه به قلمش بنگرند که در چه راه به کار بسته است. اگر در فرمانبری و خرسندی کردگار به کار بسته است، آن تابوت از او برگیرند؛ و اگر در فرمان نابری کردگار به کار بسته است، هفتاد خزان در آن تابوت به عذابش کشند.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;میزان الحکمه، ج 8، ص 266&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;بهشت، ارزانی نویسندگان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«من مات و میراثه الدّفاتر و المحابر وجبت له الجنّة.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر که از دنیا رود و میراثش دفترها و دواتها باشد، بهشت ارزانی اش باد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;ارشاد القلوب، ص 176&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;در سایه سار قلم، زندگی زیباست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«&amp;#8230; القلم من اللّه نعمة عظیمة ولولا القلم لم یستقم الملک و الدّین و لم یکن عیش صالح.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«قلم نعمت بزرگ پروردگار است؛ و اگر قلم نبود، سیاست و دیانتی استوار نمی شد و زیستن خوشی در روزگار نبود.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مستدرک الوسائل، ج 13، ص 258&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;قلم، رمز جاودانگی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ا&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«تأمّل یا مفضّل! ما أنعم اللّه [به علی الانسان] &amp;#8230; الکتابة الّتی بها تقیّد أخبار الماضین للباقین و أخبار الباقینَ للآتین و بها تخلد الکتب فی العلوم و الآداب و غیرها &amp;#8230; .»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«بیندیش ای مفضّل! از نعمتهای الهی بر آدمی &amp;#8220;نوشتن&amp;#8221; باشد که رخدادهای گذشتگان را برای بازماندگان و رویدادهای زندگان را برای آیندگان به بند می کشد و به قلم کتابهای علمی و اخلاقی و جز آن جاودانه می شود.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مستدرک الوسائل، ج 13، ص 258&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;نوشتار، برتر از گفتار است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«رسول الرّجل ترجمان عقله و کتابه أبلغ من نطقه.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«پیک آدمی نمایانگر خِرَد اوست و نوشتار آدمی رساتر از گفتار اوست.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 961&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;نشانِ فرزانگی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«کتاب المرء معیار فضله و مسبار نبله.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«نوشتار هر کسی نشان از فرزانگی اش دارد و میزان فرهیختگی اش را می نمایاند.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 960&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;بر کرانه قلمت چه جلوه گر است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«عقول الفضلاء فی أطراف أقلامها.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«خردورزیهای فرهیختگان بر کرانه قلمهایشان جلوه گر است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 939&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;کیفیت نوشته ات، نشانه عقل توست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«ثلاثة تدلّ علی عقول اربابها: الرّسول و الکتاب و الهدیة.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«سه چیز نمودار خرد خردمندان است: پیک، نوشتار و ارمغان.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 961&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;فرصت از دست مده که پشیمان می شوی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«اکتبوا العلم قبل ذهاب العلماء و انّما ذهاب العلم بموت العلماء.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«دانشها را مکتوب کنید پیش از آنکه دانشوران از دست روند، که با از دست رفتن دانشوران، دانش نیز از دست رود.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;میزان الحکمة، ج 8، ص 324&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;تا نوشته ات باقی است، پاداش تو هم جاری است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«من کتب عنّی علماً أو حدیثاً لم یزل یکتب له الأجر ما بقی ذلک العلم و الحدیث.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر که دانش یا سخنی از من نگاشته است، پاداش او نیز هماره نگاشته شده است تا هنگامی که آن دانش و سخن بر جا مانده است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;میزان الحکمة، ج 8، ص 325&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;خوشا آنان که دائم در کتاب اند!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ا&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مام صادق ـ علیه السلام ـ (به مفضّل فرمود):&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«اکتب و بثّ علمک فی اخوانک فان متّ فأورث کتبکَ بنیکَ فانّه یأتی علی النّاس زمان هرج لا یأنسون فیه إلاّ بکتبهم.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«دانش خویش را به نگارش درآر و در میان برادرانت گسترده دار؛ و چون مرگت فرارسد، نگاشته های خویش را برای فرزندانت به ارث گذار که مردمان را روزگاری پریشان در پیش است که در آن به جز نوشتار همدمی ندارند.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;تویی دلارام من!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«القلب یتّکل علی الکتابة.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«دل با نگارش مطمئن می شود.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;الکافی، ج 1، ص 52&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;بنویس و بر جای نه!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام حسن ـ علیه السلام ـ (به فرزندان خود و فرزندان برادر خود فرمود):&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«&amp;#8230; فتعلّموا العلم فمن لم یستطع منکم أن یحفظه فَلْیکتْبهُ وَلْیَضَعْهُ فی بیته.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«دانش فراگیرید؛ و هر که از شما حفظ آن را برنتابد، دانش به نگارش آرد و در خانه خود نگه دارد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بحارالانوار، ج 2، ص 52&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;دانش در بند نگارش کِش!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«قیّدوا العلم بالکتاب.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«با نگارش، دانش را در بند خویش کشید.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;تحف العقول، ص 36&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;بی نام تو نامه کی کنم باز؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«کلّ کتابٍ لا یبدأ فیه بذکر اللّه فهو أقطع.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر نگاشته که یاد کردی از کردگار در آغازش نباشد، ناتمام است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مستدرک الوسائل، ج 8، ص 434&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;با خط زیبا بنویس: «بسم الله &amp;#8230;»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«من کتب &amp;#8220;بسم اللّه الرّحمن الرّحیم&amp;#8221; فجوّده تعظیماً [للّه] فقد غفر [اللّه] له.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر که &amp;#8220;بسم الله &amp;#8230;&amp;#8221; را با خط خوش نگارد تا بزرگی خدا را پاس دارد، خدا نیز وی را ببخشاید.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مستدرک الوسائل، ج 8، ص 43&lt;/span&gt;3&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;به پُر برگی کتابت نناز! به پُرباری کتابت بناز!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«أحمق الناس من حشی کتابه بِالتُّرّهات &amp;#8230; .»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر که نوشتار خویش با یاوه نگاریها انباشته کرده است، نابخردترین مردم است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مستدرک الوسائل، ج 11، ص 322&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;چرا نوشته هایت را دسته بندی نمی کنی؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام باقر ـ علیه السلام ـ (به نویسنده نوشته هایشان فرمود):&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«أن یصنع هذه الدّفاتر کراریس و قال علیه السلام: وجدنا کتب علیّ ـ علیه السلام ـ مدرّجة.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«این دفترها باید دسته بندی شوند که ما خودمان نوشته های علی ـ علیه السلام ـ را نیز تقسیم بندی شده دیدیم.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مستدرک الوسائل، ج 17، ص 293&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;همراه خود چرا قلم نداری؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پ&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;یامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ (به کسی که برخی از کارهایشان را به وی می گفتند و او می نوشت، فرمود):&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«ضع القلم علی أذنک فهو أذکی لِلْمُمْلی.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«قلم بر گوش خود بگذار که یادآورنده تر است این کار هر نگارنده ای را.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بحارالانوار، ج 73، ص 50&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;قلم به داد حافظه می رسد!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;(مردی از انصار هماره در مجلس پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ حضور می یافت و احادیثی را می شنید و شیفته آنها می شد، ولی نمی توانست آنها را حفظ کند. مشکل خود را به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عرض کرد. حضرت به او فرمود):&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«استعن بیمینک (و أومأ بیده، أی خُطَّ).»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«یاری بجو از راست خویش (و حضرت به دست او اشاره فرمود که با آن بنویس).»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بحارالانوار، ج 2، ص 152&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;غلط نگوییم؛ غلط ننویسیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«أَعْرِبُوا حدیثنا فإنّا قومٌ فصحاءُ.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«سخن ما را درست و شیوا بیان کنید، که ما از تبار شیوا سخنانیم.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;الکافی، ج 1، ص 52&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;چرا نمی نویسید؟!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«دخل علیّ أناس من أهل البصرة فسألونی عن أحادیث و کتبوها فما یمنعکم من الکتاب؟ أَما إِنَّکم لن تحفظوا حتّی تکتبوا.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«مردمانی از بصره نزد من آمدند و سخنانی از من پرسیدند و همه آنها را نوشتند. پس چه چیز است که شما را از نوشتن بازداشته است؟ هان! تا به نوشتن رو نیاورید، به حفظ نوشته ها هم دست نمی یابید.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;بحارالانوار، ج 2، ص 153&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;خوش خط بنگار و فاصله هم بگذار!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«ألق دواتک و أطل جِلفة قلمک و فرّج بین السطور و قرمط بین الحروف فانّ ذلک أجدر بصباحة الخطّ.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«در دوات خویش لیقه(2) گذار و نوک قلم خویش دراز بدار و میان سطرها فاصله بگذار و حروف نزدیک به یکدیگر نگار که این چنین کار، زیبایی خط را سزاوار است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نهج البلاغه، سخن کوتاه 307&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;چرا نوشته هایت را بازنگری و بازنگاری نمی کنی؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«اذا کتبت کتاباً فأعد فیه النّظر قبل ختمه فإنّما تختم علی عقلک.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هرگاه چیزی نوشتی، باید که پیش از مُهر نمودنش دگربار در آن بنگری؛ چرا که بر خردورزی خویش مُهر پایان می زنی.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;کتاب، مایه آرامش دلهاست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«من تسلّی بالکتب لم تَفُتْهُ سَلْوَةٌ.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«آرامشی از دست نداده است آن که با کتابها آرامش به دست آورده است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 961&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;هر کتابی، ترجمانی است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«الکتاب ترجمان النّیة.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«کتاب یک برگردان است از آنچه درون کتاب نگار است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 960&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;گُلسرای دانشوران چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«الکتب بساتین العلماء.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«کتابها گلسرای دانشوران است.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غررالحکم، ص 961&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966;&quot;&gt;این سخنگو کیست که در برابرت نیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«نعم المحدّث الکتاب.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«کتاب، خوش سخنگویی است!»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;معجم الفاظ غرر الحکم، ص 961&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;آینده را هم به تماشا بایست!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام صادق ـ علیه السلام ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«احتفظوا بکتبکم فَاِنَّکُمْ سوف تحتاجون الیها.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«کتابهای خویش را نگاهبان باشید، که به زودی نیازمندشان شوید.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;الکافی، ج 1، ص 52&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #339966; font-size: medium;&quot;&gt;یک «چهل حدیث» نوشته ای؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«من کتب عنّی أربعین حدیثاً رجآءَ أن یغفر اللّه له غفر له و أعطاه ثواب الشّهداء.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;«هر کس چهل حدیث از من نگارد به آن امید که خدا او را بیامرزد، خدا نیز او را می آمرزد و پاداش شهیدانش می دهد.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مکاتیب الرسول، ج 1، ص 361&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/مشکلات-کشور-با-روحیه-و&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>                                                                                        </p>
<p>                                                                                                                        <img src="/media/blogs/aasmaz/پژوهش_1.jpg" alt="" width="284" height="189" /></p>
<p> </p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #339966;">تحقیق کن، تحقیق کن!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«لا ینفع اجتهاد بغیر تحقیقٍ.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر تلاشی که در آن تحقیق(1) و حقیقت جویی نیست، بهره ای ندارد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غرر الحکم، ص 249</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">راه برین کدام است؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«لا سنّة أفضل من التّحقیق.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 249</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">عمل برتر</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«لا عمل کالتّحقیق.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هیچ کاری چون تحقیق و حقیقت جویی نیست.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 249</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">قلم، نخستین آفریده خدا</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«أوّل ما خلق اللّه القلم فقال له: اکتب فکتب ما کان و ما هو کائن الی یوم القیامة.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«قلم نخستین آفریده کردگار است. به او فرمود: بنگار، و قلم آنچه را بود و تا روز رستخیز خواهد بود، همه را در نوشتار آورد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 398</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">نخستین قلمزن که بود؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«یا أباذرّ أربعة من الأنبیاء سریانیّون: آدم و شیت و أخنوخ (و هو ادریس و هو أوّل من خطّ بالقلم) و نوح &#8230; .»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«ای ابوذر! چهار تن از پیامبران سریانی اند: آدم و شَیت و اُخنوخ و نوح، و اُخنوخ همان ادریس است که نخستین بار با قلم نوشت.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بحارالانوار، ج 11، ص 32</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">پژواک قلم تا کجا که نمی رسد!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«تلاث تخرق الحجب و تنتهی الی ما بین یدی اللّه: صریر أقلام العلماء و وطی أقدام المجاهدین و صوت مغازل المحصنات.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«سه بانگِ طنین انداز است که پرده ها را می درد و پژواک آن در نهایت به خدا می رسد: بانگ قلمهای دانشمندان؛ بانگ قدمهای مجاهدان؛ و بانگ چرخ بافندگی زنان پاکدامن.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">تفسیر نمونه، ج 24، ص 377</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">چرا زکات دست خود نمی دهی؟</span></strong></span></p>
<p>ا<span style="color: #000000;">مام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«&#8230; زَکوة الید البذل و العطاء و السّخاء بما أنعم اللّه علیک به و تحریکها بکتبه العلوم و منافع ینتفع بها المسلمون فی طاعة اللّه تعالی &#8230; .»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«زکات دست، بذل و دهش و بخشش است از نعمتهایی که خدا به تو ارزانی داشته است و جنباندن آن است به نگارش دانشها و بهره هایی که مسلمانان از آن در راه فرمانبری خدای بزرگ بهره مند شود.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">سفینة البحار، ج 2، ص 461</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">مرکب دانشوران، از خون شهیدان برتر است</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«اذا کان یوم القیامة جمع اللّه عزّ و جلّ النّاس فی صعیدٍ واحدٍ و وضعت الموازین فتوزن دماء الشّهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشّهداء.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«آن گاه که روز رستخیز شود، خدای بزرگ همگان را در یک سرزمین گرد آورد و ترازوهای ارزش سنج در پیش نهد. چون خونهای شهیدان با مرکب قلم دانشمندان به سنجش آید، مرکب قلم دانشمندان بر خونهای شهیدان برتری یابد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 398</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">فرهنگ مکتوب و این همه پاداش!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«المؤمن اذا مات و ترک ورقةً واحدةً علیها علمٌ تکون تلک الورقةُ یومَ القیامة ستراً فیما بینه و بین النّار و أعطاه اللّه تبارک و تعالی بکلّ حرفٍ مکتوبٍ علیها مدینةً أوسع من الدّنیا سبع مرّاتٍ.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«مؤمن چون از دنیا رود و برگه ای حاوی دانش از خود بر جای نهد، این برگه در روز رستخیز، میان او و آتش دوزخ پرده ای شود. و خدای خجسته و بزرگ برای هر حرفی که بر آن برگه نوشته شده باشد، شهری به فراخناکی هفت گیتی به وی بخشد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بحارالانوار، ج 2، ص 144</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">ای قلمزنان! به کدامین راه می روید؟</span></strong></span></p>
<p>پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</p>
<p>«یؤتی بصاحب القلم یوم القیامة فی تابوت من نار یقفل علیه بأقفال من نار فینظر قلمه فیما أجراه فان کان أجراه فی طاعة اللّه و رضوانه فکّ عنه التّابوت، و ان کان اجراه فی معصیة الله هوی فی التابوت سبعین خریفاً &#8230; .»</p>
<p>«در روز رستخیز، قلمزن را در تابوتی آتشناک بیاورند که قفلهایی آتشناک نیز بر آن بسته باشند. آن گاه به قلمش بنگرند که در چه راه به کار بسته است. اگر در فرمانبری و خرسندی کردگار به کار بسته است، آن تابوت از او برگیرند؛ و اگر در فرمان نابری کردگار به کار بسته است، هفتاد خزان در آن تابوت به عذابش کشند.»</p>
<p><span style="color: #000000;">میزان الحکمه، ج 8، ص 266</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">بهشت، ارزانی نویسندگان</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«من مات و میراثه الدّفاتر و المحابر وجبت له الجنّة.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر که از دنیا رود و میراثش دفترها و دواتها باشد، بهشت ارزانی اش باد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">ارشاد القلوب، ص 176</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">در سایه سار قلم، زندگی زیباست</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«&#8230; القلم من اللّه نعمة عظیمة ولولا القلم لم یستقم الملک و الدّین و لم یکن عیش صالح.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«قلم نعمت بزرگ پروردگار است؛ و اگر قلم نبود، سیاست و دیانتی استوار نمی شد و زیستن خوشی در روزگار نبود.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مستدرک الوسائل، ج 13، ص 258</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">قلم، رمز جاودانگی</span></strong></span></p>
<p>ا<span style="color: #000000;">مام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«تأمّل یا مفضّل! ما أنعم اللّه [به علی الانسان] &#8230; الکتابة الّتی بها تقیّد أخبار الماضین للباقین و أخبار الباقینَ للآتین و بها تخلد الکتب فی العلوم و الآداب و غیرها &#8230; .»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«بیندیش ای مفضّل! از نعمتهای الهی بر آدمی &#8220;نوشتن&#8221; باشد که رخدادهای گذشتگان را برای بازماندگان و رویدادهای زندگان را برای آیندگان به بند می کشد و به قلم کتابهای علمی و اخلاقی و جز آن جاودانه می شود.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مستدرک الوسائل، ج 13، ص 258</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">نوشتار، برتر از گفتار است</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«رسول الرّجل ترجمان عقله و کتابه أبلغ من نطقه.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«پیک آدمی نمایانگر خِرَد اوست و نوشتار آدمی رساتر از گفتار اوست.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 961</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">نشانِ فرزانگی</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«کتاب المرء معیار فضله و مسبار نبله.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«نوشتار هر کسی نشان از فرزانگی اش دارد و میزان فرهیختگی اش را می نمایاند.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 960</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">بر کرانه قلمت چه جلوه گر است؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«عقول الفضلاء فی أطراف أقلامها.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«خردورزیهای فرهیختگان بر کرانه قلمهایشان جلوه گر است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 939</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">کیفیت نوشته ات، نشانه عقل توست</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«ثلاثة تدلّ علی عقول اربابها: الرّسول و الکتاب و الهدیة.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«سه چیز نمودار خرد خردمندان است: پیک، نوشتار و ارمغان.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 961</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">فرصت از دست مده که پشیمان می شوی</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«اکتبوا العلم قبل ذهاب العلماء و انّما ذهاب العلم بموت العلماء.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«دانشها را مکتوب کنید پیش از آنکه دانشوران از دست روند، که با از دست رفتن دانشوران، دانش نیز از دست رود.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">میزان الحکمة، ج 8، ص 324</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">تا نوشته ات باقی است، پاداش تو هم جاری است</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«من کتب عنّی علماً أو حدیثاً لم یزل یکتب له الأجر ما بقی ذلک العلم و الحدیث.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر که دانش یا سخنی از من نگاشته است، پاداش او نیز هماره نگاشته شده است تا هنگامی که آن دانش و سخن بر جا مانده است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">میزان الحکمة، ج 8، ص 325</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">خوشا آنان که دائم در کتاب اند!</span></strong></span></p>
<p>ا<span style="color: #000000;">مام صادق ـ علیه السلام ـ (به مفضّل فرمود):</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«اکتب و بثّ علمک فی اخوانک فان متّ فأورث کتبکَ بنیکَ فانّه یأتی علی النّاس زمان هرج لا یأنسون فیه إلاّ بکتبهم.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«دانش خویش را به نگارش درآر و در میان برادرانت گسترده دار؛ و چون مرگت فرارسد، نگاشته های خویش را برای فرزندانت به ارث گذار که مردمان را روزگاری پریشان در پیش است که در آن به جز نوشتار همدمی ندارند.»</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">تویی دلارام من!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«القلب یتّکل علی الکتابة.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«دل با نگارش مطمئن می شود.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">الکافی، ج 1، ص 52</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">بنویس و بر جای نه!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام حسن ـ علیه السلام ـ (به فرزندان خود و فرزندان برادر خود فرمود):</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«&#8230; فتعلّموا العلم فمن لم یستطع منکم أن یحفظه فَلْیکتْبهُ وَلْیَضَعْهُ فی بیته.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«دانش فراگیرید؛ و هر که از شما حفظ آن را برنتابد، دانش به نگارش آرد و در خانه خود نگه دارد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بحارالانوار، ج 2، ص 52</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">دانش در بند نگارش کِش!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«قیّدوا العلم بالکتاب.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«با نگارش، دانش را در بند خویش کشید.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">تحف العقول، ص 36</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">بی نام تو نامه کی کنم باز؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«کلّ کتابٍ لا یبدأ فیه بذکر اللّه فهو أقطع.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر نگاشته که یاد کردی از کردگار در آغازش نباشد، ناتمام است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مستدرک الوسائل، ج 8، ص 434</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">با خط زیبا بنویس: «بسم الله &#8230;»</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«من کتب &#8220;بسم اللّه الرّحمن الرّحیم&#8221; فجوّده تعظیماً [للّه] فقد غفر [اللّه] له.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر که &#8220;بسم الله &#8230;&#8221; را با خط خوش نگارد تا بزرگی خدا را پاس دارد، خدا نیز وی را ببخشاید.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مستدرک الوسائل، ج 8، ص 43</span>3</p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">به پُر برگی کتابت نناز! به پُرباری کتابت بناز!</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«أحمق الناس من حشی کتابه بِالتُّرّهات &#8230; .»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر که نوشتار خویش با یاوه نگاریها انباشته کرده است، نابخردترین مردم است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مستدرک الوسائل، ج 11، ص 322</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">چرا نوشته هایت را دسته بندی نمی کنی؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام باقر ـ علیه السلام ـ (به نویسنده نوشته هایشان فرمود):</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«أن یصنع هذه الدّفاتر کراریس و قال علیه السلام: وجدنا کتب علیّ ـ علیه السلام ـ مدرّجة.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«این دفترها باید دسته بندی شوند که ما خودمان نوشته های علی ـ علیه السلام ـ را نیز تقسیم بندی شده دیدیم.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مستدرک الوسائل، ج 17، ص 293</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">همراه خود چرا قلم نداری؟</span></strong></span></p>
<p>پ<span style="color: #000000;">یامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ (به کسی که برخی از کارهایشان را به وی می گفتند و او می نوشت، فرمود):</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«ضع القلم علی أذنک فهو أذکی لِلْمُمْلی.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«قلم بر گوش خود بگذار که یادآورنده تر است این کار هر نگارنده ای را.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بحارالانوار، ج 73، ص 50</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">قلم به داد حافظه می رسد!</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">(مردی از انصار هماره در مجلس پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ حضور می یافت و احادیثی را می شنید و شیفته آنها می شد، ولی نمی توانست آنها را حفظ کند. مشکل خود را به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عرض کرد. حضرت به او فرمود):</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«استعن بیمینک (و أومأ بیده، أی خُطَّ).»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«یاری بجو از راست خویش (و حضرت به دست او اشاره فرمود که با آن بنویس).»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بحارالانوار، ج 2، ص 152</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">غلط نگوییم؛ غلط ننویسیم</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«أَعْرِبُوا حدیثنا فإنّا قومٌ فصحاءُ.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«سخن ما را درست و شیوا بیان کنید، که ما از تبار شیوا سخنانیم.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">الکافی، ج 1، ص 52</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">چرا نمی نویسید؟!</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«دخل علیّ أناس من أهل البصرة فسألونی عن أحادیث و کتبوها فما یمنعکم من الکتاب؟ أَما إِنَّکم لن تحفظوا حتّی تکتبوا.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«مردمانی از بصره نزد من آمدند و سخنانی از من پرسیدند و همه آنها را نوشتند. پس چه چیز است که شما را از نوشتن بازداشته است؟ هان! تا به نوشتن رو نیاورید، به حفظ نوشته ها هم دست نمی یابید.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بحارالانوار، ج 2، ص 153</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">خوش خط بنگار و فاصله هم بگذار!</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«ألق دواتک و أطل جِلفة قلمک و فرّج بین السطور و قرمط بین الحروف فانّ ذلک أجدر بصباحة الخطّ.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«در دوات خویش لیقه(2) گذار و نوک قلم خویش دراز بدار و میان سطرها فاصله بگذار و حروف نزدیک به یکدیگر نگار که این چنین کار، زیبایی خط را سزاوار است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">نهج البلاغه، سخن کوتاه 307</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">چرا نوشته هایت را بازنگری و بازنگاری نمی کنی؟</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«اذا کتبت کتاباً فأعد فیه النّظر قبل ختمه فإنّما تختم علی عقلک.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هرگاه چیزی نوشتی، باید که پیش از مُهر نمودنش دگربار در آن بنگری؛ چرا که بر خردورزی خویش مُهر پایان می زنی.»</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">کتاب، مایه آرامش دلهاست</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«من تسلّی بالکتب لم تَفُتْهُ سَلْوَةٌ.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«آرامشی از دست نداده است آن که با کتابها آرامش به دست آورده است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 961</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">هر کتابی، ترجمانی است</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«الکتاب ترجمان النّیة.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«کتاب یک برگردان است از آنچه درون کتاب نگار است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 960</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">گُلسرای دانشوران چیست؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«الکتب بساتین العلماء.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«کتابها گلسرای دانشوران است.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غررالحکم، ص 961</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><span style="color: #339966;">این سخنگو کیست که در برابرت نیست؟</span></strong></span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«نعم المحدّث الکتاب.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«کتاب، خوش سخنگویی است!»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">معجم الفاظ غرر الحکم، ص 961</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">آینده را هم به تماشا بایست!</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">امام صادق ـ علیه السلام ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«احتفظوا بکتبکم فَاِنَّکُمْ سوف تحتاجون الیها.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«کتابهای خویش را نگاهبان باشید، که به زودی نیازمندشان شوید.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">الکافی، ج 1، ص 52</span></p>
<p><strong><span style="color: #339966; font-size: medium;">یک «چهل حدیث» نوشته ای؟</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ :</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«من کتب عنّی أربعین حدیثاً رجآءَ أن یغفر اللّه له غفر له و أعطاه ثواب الشّهداء.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">«هر کس چهل حدیث از من نگارد به آن امید که خدا او را بیامرزد، خدا نیز او را می آمرزد و پاداش شهیدانش می دهد.»</span></p>
<p><span style="color: #000000;">مکاتیب الرسول، ج 1، ص 361</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/مشکلات-کشور-با-روحیه-و">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/مشکلات-کشور-با-روحیه-و#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=288467</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ظهور امام زمان (عج) از دیدگاه امام سجاد (ع)</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/ظهور-امام-زمان-عج-از</link>
			<pubDate>19:33:00 +0330 پنجشنبه، 6 آبان 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">محافظین حریم زینبی</category>			<guid isPermaLink="false">285405@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام سجاد (ع) و نوید به منتظران ظهور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام سجاد (ع) در رابطه با ظهور و انتظار می فرمایند: «یا اباخالد، ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته، المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان. لانّ الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله بالسیف. اولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة الی الله سرّاً و جهراً؛ ای ابوخالد، آنانکه در عصر غیبت زندگی می کنند و به امامت حضرت (عج) عقیده دارند و در انتظار ظهور او به سر می برند، از مردم هر عصر و روزگاری برتر و بالاترند؛ چرا که خداوند از عقل و درک و معرفت به اندازه ای به آنها عطا فرموده که عصر غیبت برای آنان مانند عصر حضور امام است. خداوند، آنان را در آن زمان چون مجاهدان صدر اسلام که با شمشیر در رکاب حضرت رسول (ص) می جنگیدند قرار داده است. آنان در حقیقت برگزیدگان مخلص و شیعیان راستین و دعوت کنندگان مردم به سوی خدا در نهان و آشکارند».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;در این روایت شریف چند نکته مهم قابل ذکر است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اول؛ منتظران حضرت مهدی (عج) بی آنکه اعجازی رخ داده باشد، از عقل و درک و معرفت در سطح بالایی برخوردارند و لذا در انتظار مصلح، عاقلانه و خردورزانه به سر برده و تلاش لازم را می نمایند. البته این مربوط به عصر غیبت است، نه عصر حضور که دست ولایت حضرت مهدی (عج) بر سر مردم کشیده می شود و عقل و دانش آنها بسیار بالا خواهد رفت و این، رمز برتری منتظران ظهور در عصر غیبت است که بدون اعجاز، خود از رشد عقلی بالایی برخوردارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;دوم؛ پاداش و اجر این منتظران که هنوز اقدام مسلحانه نکرده، بلکه مصلحانه تلاش می کنند چون پاداش رزمندگانی است که در عصر پیامبر(ص) با شمشیر و سلاح می جنگند. پس معلوم می شود که رزم فرهنگی، پاداش کمتری از رزم نظامی ندارد چنانکه هجرت فرهنگی مستلزم هجرت نظامی «انْفِرُواْ خِفَافًا وَ ثِقَالاً» است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;سوم؛ منتظر راستین فقط به شعار اکتفا نمی کند بلکه زمینه ظهور را که عبارت از دعوت به سوی خدا و پاکی ها است با امر به معروف و نهی از منکر و حفظ مراتب گوناگون آن فراهم می نمایند. ایشان، هم صالح، هم مصلح و هم دعوت کنندة مردم به صلاح هستند و اگر غیر از این باشند، منتظر واقعی نیستند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;چهارم؛ منتظران وظیفه شناس به گونه ای هستند که گویا در زمان ظهور به سر می برند. یعنی غیبت امام (ع) اگر وظیفه ای را برای آنان سنگین تر نکرده باشد، باری را سبک تر نکرده است. آنان این گونه می اندیشند که هر بامداد و شامگاه، ندای ملکوتی امام خویش را می شنوند و عدم ظهور امام، تأثیری در احساس مسئولیت و وظیفه شناسی آنان ندارد. منتظر واقعی می داند که امام او حاضر است، نه غایب؛ هرچند که ظاهر نباشد. پس چگونه می تواند از مسئولیت خود، شانه خالی کند و غیبت امام را بهانه قرار دهد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام سجاد (ع) در روایت دیگری می فرماید: «کأنی بصاحبکم قد علا فوق نجفکم بظهر کوفان معه انصار ابیه تحت رایة رسول الله قد نشرها فلایهوی بها الی قوم الا اهلکهم الله عزوجل؛ گویا صاحب شما را می بینم که از پشت کوفه وارد نجف شده و یاران پدرش همراه او زیر پرچم پیامبر اکرم(ص) هستند که آن را برافراشته و به دست گرفته است. با این پرچم،به سوی قوم(ظالمی) حرکت نمی کند مگر اینکه خداوند آنها را هلاک می کند».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;عنوان صاحب برای امام زمان بسم الله الرحمن الرحیم ـ که صاحب الامر و الزمان است ـ نظیر تعبیر خداوند است که درباره پیامبر(ص) می فرماید: «و ما صاحبکم بمجنون». صاحب، کسی است که همواره با دیگران، مصاحبت و نشست و برخاست دارد. در واقع خدا می فرماید پیامبری که همواره با مردم و در میان آنهاست و هرگز دور از آنها نمی زیسته، چگونه می تواند مجنون باشد؟ امام عصر بسم الله الرحمن الرحیم نیز صاحب و مصاحب مردم است و همواره با آنها و در میان آنها بوده، نه اینکه بیابانگردی باشد که او را در بیابانها و جزایر دور دست و کوه های صعب العبور جستجو کنند. او امام مردم است؛ نه آواره کوه و بیابان. آن حضرت، یوسف بیابانگردی که در چاه افتاده و معلوم نیست کجاست نیست. او امامی است که با مردم می باشد و با خبر از اعمال، رفتار، غم ها، شادی های آنها و پشتیبان و دستگیر همه اعم از عالم و عامی و فقیه و حکیم و مرجع تقلید و. .. است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام سجاد (ع) و دورنمای عصر ظهور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;امام سجاد (ع) به عصر طلایی ظهور و تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) نیز اشاره کرده و دورنمای آن را در ضمن یک روایت چنین بیان می فرماید: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبر الحدید و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلا و یکونون حکام الارض و سنامها؛ وقتی که قائم، قیام کند، خداوند آفت را از شیعیان ما دور و قلب آنها را چون قطعات محکم آهن نموده و نیروی آنان را به اندازه چهل نفر می سازد. آنها حکومت و ریاست تمامی مردم جهان را به دست خواهند گرفت».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;در این روایت نیز چند نکته وجود دارد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اول؛ معمولاً انسان ها با آفتهای گوناگونی روبرو هستند؛ آفات آسمانی چون بارانهای سیل آفرین و رعد و برق های خطرناک، آفات زمینی چون زلزله، آتشفشان، رانش زمین، جنگ ها و. &amp;#8230; آفات جسمی چون بیماری های خطرناک و صعب العلاج و آفات روحی چون اضطراب ها، نگرانی ها، اختلافات و&amp;#8230;. همة این ها در زمان ظهور به برکت حضرت ولی عصر (عج) از شیعیان دور خواهد شد. البته شاید خود شیعیان، به واسطه رشدی که پیدا می کنند، زمینه برخی از آفات را از بین ببرند و برخی از آفات ـ که در اختیار آدمیان نیست ـ به جهت صلاح و سداد مردم، اصلاح شوند؛ چرا که جهان، چون قطعات یک کارخانه با انسان ها رابطه تأثیر و تأثر دارد و اصلاح آدمیان در اصلاح روال جهان هستی تأثیر به سزایی خواهد گذاشت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;دوم؛ با توجه به این حدیث، در عصر ظهور حضرت، غیر شیعیان نیز زندگی می کنند و در صورتی که معاند با نظام الهی نباشند، از زندگی معمولی و حقوق لازم برخوردارند، ولی این، بدان معنی نیست که از آفات و بلاهایی که ساخته خود بشر است، در امان باشند بلکه تنها شیعیانند که اولاً به برکت وجود حضرت مهدی (عج) و ثانیاً با برخورداری از فرهنگ صحیح زندگی، از کلیه بیماری ها و خطرات ارضی و سماوی محفوظ می باشند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;سوم؛ منظور از قطعه آهن، استحکام و قدرت آن است چرا که شیعیان با آنکه بسیار رقیق القلب و مهربان هستند، در عین حال از صلابت و قاطعیت خاصی هم برخوردارند. افرادی نظیر امام خمینی (عج) بهترین نمونه یک شیعه کامل دارای صلابت و استحکام و قاطعیت، در عین رقت قلب و گریه های شبانه و انس با مظاهر زیبای طبیعت و احساسات غیر قابل توصیف است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;چهارم؛ سرانجامِ فرهنگ حاکم بر تمام جهان ـ علی رغم میل دشمنان ـ فرهنگ اهل بیت علی و انسان های پیرو این خاندان خواهد بود. همان فرهنگی که امام خمینی (ره) از آن به عنوان اسلام ناب محمدی یاد نمود و برای گسترش آن رنج ها کشید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;پایگاه اطلاع رسانی شیخ حسین انصاریان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/ظهور-امام-زمان-عج-از&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #000000;">امام سجاد (ع) و نوید به منتظران ظهور</span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام سجاد (ع) در رابطه با ظهور و انتظار می فرمایند: «یا اباخالد، ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته، المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان. لانّ الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله بالسیف. اولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة الی الله سرّاً و جهراً؛ ای ابوخالد، آنانکه در عصر غیبت زندگی می کنند و به امامت حضرت (عج) عقیده دارند و در انتظار ظهور او به سر می برند، از مردم هر عصر و روزگاری برتر و بالاترند؛ چرا که خداوند از عقل و درک و معرفت به اندازه ای به آنها عطا فرموده که عصر غیبت برای آنان مانند عصر حضور امام است. خداوند، آنان را در آن زمان چون مجاهدان صدر اسلام که با شمشیر در رکاب حضرت رسول (ص) می جنگیدند قرار داده است. آنان در حقیقت برگزیدگان مخلص و شیعیان راستین و دعوت کنندگان مردم به سوی خدا در نهان و آشکارند».</span></p>
<p><span style="color: #000000;">در این روایت شریف چند نکته مهم قابل ذکر است:</span></p>
<p><span style="color: #000000;">اول؛ منتظران حضرت مهدی (عج) بی آنکه اعجازی رخ داده باشد، از عقل و درک و معرفت در سطح بالایی برخوردارند و لذا در انتظار مصلح، عاقلانه و خردورزانه به سر برده و تلاش لازم را می نمایند. البته این مربوط به عصر غیبت است، نه عصر حضور که دست ولایت حضرت مهدی (عج) بر سر مردم کشیده می شود و عقل و دانش آنها بسیار بالا خواهد رفت و این، رمز برتری منتظران ظهور در عصر غیبت است که بدون اعجاز، خود از رشد عقلی بالایی برخوردارند.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">دوم؛ پاداش و اجر این منتظران که هنوز اقدام مسلحانه نکرده، بلکه مصلحانه تلاش می کنند چون پاداش رزمندگانی است که در عصر پیامبر(ص) با شمشیر و سلاح می جنگند. پس معلوم می شود که رزم فرهنگی، پاداش کمتری از رزم نظامی ندارد چنانکه هجرت فرهنگی مستلزم هجرت نظامی «انْفِرُواْ خِفَافًا وَ ثِقَالاً» است.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">سوم؛ منتظر راستین فقط به شعار اکتفا نمی کند بلکه زمینه ظهور را که عبارت از دعوت به سوی خدا و پاکی ها است با امر به معروف و نهی از منکر و حفظ مراتب گوناگون آن فراهم می نمایند. ایشان، هم صالح، هم مصلح و هم دعوت کنندة مردم به صلاح هستند و اگر غیر از این باشند، منتظر واقعی نیستند.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">چهارم؛ منتظران وظیفه شناس به گونه ای هستند که گویا در زمان ظهور به سر می برند. یعنی غیبت امام (ع) اگر وظیفه ای را برای آنان سنگین تر نکرده باشد، باری را سبک تر نکرده است. آنان این گونه می اندیشند که هر بامداد و شامگاه، ندای ملکوتی امام خویش را می شنوند و عدم ظهور امام، تأثیری در احساس مسئولیت و وظیفه شناسی آنان ندارد. منتظر واقعی می داند که امام او حاضر است، نه غایب؛ هرچند که ظاهر نباشد. پس چگونه می تواند از مسئولیت خود، شانه خالی کند و غیبت امام را بهانه قرار دهد؟</span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام سجاد (ع) در روایت دیگری می فرماید: «کأنی بصاحبکم قد علا فوق نجفکم بظهر کوفان معه انصار ابیه تحت رایة رسول الله قد نشرها فلایهوی بها الی قوم الا اهلکهم الله عزوجل؛ گویا صاحب شما را می بینم که از پشت کوفه وارد نجف شده و یاران پدرش همراه او زیر پرچم پیامبر اکرم(ص) هستند که آن را برافراشته و به دست گرفته است. با این پرچم،به سوی قوم(ظالمی) حرکت نمی کند مگر اینکه خداوند آنها را هلاک می کند».</span></p>
<p><span style="color: #000000;">عنوان صاحب برای امام زمان بسم الله الرحمن الرحیم ـ که صاحب الامر و الزمان است ـ نظیر تعبیر خداوند است که درباره پیامبر(ص) می فرماید: «و ما صاحبکم بمجنون». صاحب، کسی است که همواره با دیگران، مصاحبت و نشست و برخاست دارد. در واقع خدا می فرماید پیامبری که همواره با مردم و در میان آنهاست و هرگز دور از آنها نمی زیسته، چگونه می تواند مجنون باشد؟ امام عصر بسم الله الرحمن الرحیم نیز صاحب و مصاحب مردم است و همواره با آنها و در میان آنها بوده، نه اینکه بیابانگردی باشد که او را در بیابانها و جزایر دور دست و کوه های صعب العبور جستجو کنند. او امام مردم است؛ نه آواره کوه و بیابان. آن حضرت، یوسف بیابانگردی که در چاه افتاده و معلوم نیست کجاست نیست. او امامی است که با مردم می باشد و با خبر از اعمال، رفتار، غم ها، شادی های آنها و پشتیبان و دستگیر همه اعم از عالم و عامی و فقیه و حکیم و مرجع تقلید و. .. است.</span><br /><span style="color: #000000;">امام سجاد (ع) و دورنمای عصر ظهور</span></p>
<p><span style="color: #000000;">امام سجاد (ع) به عصر طلایی ظهور و تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) نیز اشاره کرده و دورنمای آن را در ضمن یک روایت چنین بیان می فرماید: «اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبر الحدید و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلا و یکونون حکام الارض و سنامها؛ وقتی که قائم، قیام کند، خداوند آفت را از شیعیان ما دور و قلب آنها را چون قطعات محکم آهن نموده و نیروی آنان را به اندازه چهل نفر می سازد. آنها حکومت و ریاست تمامی مردم جهان را به دست خواهند گرفت».</span></p>
<p><span style="color: #000000;">در این روایت نیز چند نکته وجود دارد:</span></p>
<p><span style="color: #000000;">اول؛ معمولاً انسان ها با آفتهای گوناگونی روبرو هستند؛ آفات آسمانی چون بارانهای سیل آفرین و رعد و برق های خطرناک، آفات زمینی چون زلزله، آتشفشان، رانش زمین، جنگ ها و. &#8230; آفات جسمی چون بیماری های خطرناک و صعب العلاج و آفات روحی چون اضطراب ها، نگرانی ها، اختلافات و&#8230;. همة این ها در زمان ظهور به برکت حضرت ولی عصر (عج) از شیعیان دور خواهد شد. البته شاید خود شیعیان، به واسطه رشدی که پیدا می کنند، زمینه برخی از آفات را از بین ببرند و برخی از آفات ـ که در اختیار آدمیان نیست ـ به جهت صلاح و سداد مردم، اصلاح شوند؛ چرا که جهان، چون قطعات یک کارخانه با انسان ها رابطه تأثیر و تأثر دارد و اصلاح آدمیان در اصلاح روال جهان هستی تأثیر به سزایی خواهد گذاشت.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">دوم؛ با توجه به این حدیث، در عصر ظهور حضرت، غیر شیعیان نیز زندگی می کنند و در صورتی که معاند با نظام الهی نباشند، از زندگی معمولی و حقوق لازم برخوردارند، ولی این، بدان معنی نیست که از آفات و بلاهایی که ساخته خود بشر است، در امان باشند بلکه تنها شیعیانند که اولاً به برکت وجود حضرت مهدی (عج) و ثانیاً با برخورداری از فرهنگ صحیح زندگی، از کلیه بیماری ها و خطرات ارضی و سماوی محفوظ می باشند.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">سوم؛ منظور از قطعه آهن، استحکام و قدرت آن است چرا که شیعیان با آنکه بسیار رقیق القلب و مهربان هستند، در عین حال از صلابت و قاطعیت خاصی هم برخوردارند. افرادی نظیر امام خمینی (عج) بهترین نمونه یک شیعه کامل دارای صلابت و استحکام و قاطعیت، در عین رقت قلب و گریه های شبانه و انس با مظاهر زیبای طبیعت و احساسات غیر قابل توصیف است.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">چهارم؛ سرانجامِ فرهنگ حاکم بر تمام جهان ـ علی رغم میل دشمنان ـ فرهنگ اهل بیت علی و انسان های پیرو این خاندان خواهد بود. همان فرهنگی که امام خمینی (ره) از آن به عنوان اسلام ناب محمدی یاد نمود و برای گسترش آن رنج ها کشید.</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><br /></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><span style="font-size: x-small;">پایگاه اطلاع رسانی شیخ حسین انصاریان</span><br /></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/ظهور-امام-زمان-عج-از">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/ظهور-امام-زمان-عج-از#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=285405</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>حقیقت عبودیت و بندگی در کلام امام سجاد (علیه السلام)</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/حقیقت-عبودیت-و-بندگی-در</link>
			<pubDate>20:53:00 +0330 چهارشنبه، 5 آبان 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">اهل بیت</category>			<guid isPermaLink="false">284919@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;بدیهی است عبادت نه منحصر به خدمت خلق است و نه منحصر به نماز و روزه؛ بلكه بزرگترين عبادت آن است كه هركس به وظايف واجب خود در هر قسمت عمل كند، چه عبادتى از اين بالاتر و پرشكوه‏تر، عبادتى كه مى ‏تواند يك جامعه را گلستان كند و هرگونه خير و سعادتى را به ارمغان بياورد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;هم چنین انجام فرايض مفهوم وسيعى دارد كه واجبات عبادى را شامل مى‏ شود، لذا همان‏طور كه وظايف اجتماعى و انسانى و خدمات فرهنگى و اقتصادى لازم را در بر مى‏ گيرد و به اين ترتيب بيگانگى اسلام از عمل كسانى كه وظايف لازم خود را رها كرده و به انجام مستحبات مى‏ پردازند و خود را عابد مى‏ شمرند روشن مى شود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;اینگونه است که امام سجاد عليه السلام مى ‏فرمايد:«من عمل بما افترض الله عليه فهو من اعبد الناس‏؛هركس به وظايف لازم خود عمل كند از عابدترين مردم خواهد بود».&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;گفتنی است اشاره آن حضرت به این نکتۀ کلیدی است که عابد كسى نيست كه شب و روز در گوشه‏ اى مشغول عبادت باشد. بلکه عابد كسى است كه به هنگام روز به اداى فرايض فردى و اجتماعى مى ‏پردازد و شب هنگام به در خانه خدا مى‏ رود، همان‏گونه كه در حديثى از امام سجاد عليه السلام آمده است كه؛ «من عمل بما افترض الله عليه فهو من أعبد الناس؛كسى كه عمل به واجبات الهى كند عابدترين مردم است».&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیده شده در:پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/حقیقت-عبودیت-و-بندگی-در&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بدیهی است عبادت نه منحصر به خدمت خلق است و نه منحصر به نماز و روزه؛ بلكه بزرگترين عبادت آن است كه هركس به وظايف واجب خود در هر قسمت عمل كند، چه عبادتى از اين بالاتر و پرشكوه‏تر، عبادتى كه مى ‏تواند يك جامعه را گلستان كند و هرگونه خير و سعادتى را به ارمغان بياورد.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هم چنین انجام فرايض مفهوم وسيعى دارد كه واجبات عبادى را شامل مى‏ شود، لذا همان‏طور كه وظايف اجتماعى و انسانى و خدمات فرهنگى و اقتصادى لازم را در بر مى‏ گيرد و به اين ترتيب بيگانگى اسلام از عمل كسانى كه وظايف لازم خود را رها كرده و به انجام مستحبات مى‏ پردازند و خود را عابد مى‏ شمرند روشن مى شود.</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اینگونه است که امام سجاد عليه السلام مى ‏فرمايد:«من عمل بما افترض الله عليه فهو من اعبد الناس‏؛هركس به وظايف لازم خود عمل كند از عابدترين مردم خواهد بود».</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000000; font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفتنی است اشاره آن حضرت به این نکتۀ کلیدی است که عابد كسى نيست كه شب و روز در گوشه‏ اى مشغول عبادت باشد. بلکه عابد كسى است كه به هنگام روز به اداى فرايض فردى و اجتماعى مى ‏پردازد و شب هنگام به در خانه خدا مى‏ رود، همان‏گونه كه در حديثى از امام سجاد عليه السلام آمده است كه؛ «من عمل بما افترض الله عليه فهو من أعبد الناس؛كسى كه عمل به واجبات الهى كند عابدترين مردم است».</span></strong></p>
<p>دیده شده در:پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/حقیقت-عبودیت-و-بندگی-در">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/حقیقت-عبودیت-و-بندگی-در#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=284919</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خصوصيات ممتاز امام حسين عليه السلام بر انبياى الهى</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/خصوصيات-ممتاز-امام-حسين-عليه-1</link>
			<pubDate>23:06:00 +0330 شنبه، 17 مهر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">277584@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;توسل پيامبران به امام حسين (ع )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هر كدام از پيام آوران خدا، كه به رنج و مشكل بزرگى مى رسيد با نام و ياد حسين و خداى حسين عليه السلام  مشکلش بر طرف مى شد كه اين مورد که به چند روايت اشاره  مى شود:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;1 - در توبه و نيايش آدم ، خداوند نام هاى پنجگانه مقدس را به او آموخت و او به زبان آورد و با نام حسين عليه السلام نيايش او مورد قبول قرار گرفت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;2 - در طوفان نوح براى آرام گرفتن كشتى ، به آن حضرت وحى شد كه به پنج نور مقدس توسل جويد و با نام حسين عليه السلام كشتى نوح به طور دلخواه در قرارگاه خويش قرار گرفت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;3 - در دعاى زكرياى پيامبر كه مى گفت : پروردگار! از جانب خود به من فرزندى ارزانى دار&amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;خداوند، نام هاى مقدس پنجگانه را به او آموخت و او با به زبان آوردن نام گرانمايه حسين عليه السلام بشارت به يحيى پيامبر بدو رسيد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;4 - حضرت يونس در نجات از شكم ماهى ، خداى را فرا خواند و هنگامى كه با ياد آورى نام هاى پنجگانه به نام حسين عليه السلام اين بنده برگزيده خدا رسيد، نجات يافت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;5 - در جريان بر طرف شدن گزند و گرفتارى از ايوب پيامبر نيز، هنگام كه به بارگاه خدا نيايش كرد و ندا رسيد كه :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اركض برجلك هذا معتسل بارد و شراب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پايت را بر زمين بكوب اين آبى است براى شست و شو و اين آبى است سرد براى آشاميدن . آنجا نيز با نام مقدس حسين عليه السلام دعايش ‍ برآورده شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;6 - در جريان ابراهيم و اسماعيل كه پيام آمد:وفديناه بذبح عظيم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;او را به قربانى پرشكوهى باز خريديم .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;روايت است كه : اين قربانى پر شكوه حسين عليه السلام است و با اين ترتيب پيام و مفهوم آيه نيز روشن است ، چرا كه حسين عليه السلام برتر از اسماعيل بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;7 - در نجات يوسف پيامبر از نهانگاه چاه ، نيز روايت است كه : آن حضرت به وسيله جبرئيل به پنج نور مقدس توسل جست و با ياد و نام حسين عليه السلام بود كه كاروانيان رسيدند و فرستاده آنان براى آب به سر چاه رهايى يافت . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;8 - در نجات يوسف از زندان مصر، پس از سال هاى طولانى نيز، نام و ياد حسين عليه السلام و حرمت او در بارگاه خدا، نجات بخش بود. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;9- در برطرف ساختن غم و اندوه يعقوب نيز نام مقدس او كار ساز بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هنگامى كه كار بر يعقوب سخت شد، رو به بارگاه خدا گفت : پروردگار! نور ديدگانم و فرزندم يوسف ، از دستم رفتند، آيا به من مهر نمى ورزى ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;پيام رسيد كه بگو: بار خدايا! تو را به شكوه محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليه السلام سوگند مى دهم كه نور چشمم را به من باز گردان .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و با زبان آوردن نام حسين عليه السلام ، بشارت دهنده فرا رسيد و او بينا گرديد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;10 - علاوه بر موارد ياد شده ، موارد ديگرى هست كه با ياد و نام مقدس آن حضرت كه بنده خاص و برگزيده خداست ، رنج و اندوه و پيامبر به خواست خدا برطرف شده است و نيز با ياد و نام مقدس او، ناخودآگاه موج غم و اندوه بر سراچه قلب آنان ، سايه افكنده است و دعاهايشان در بارگاه خدا، به هدف اجابت رسيده است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه حضرت آدم با امام حسين(ع)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آدم از پيام آوران خدا و پدر انسانيت است و به فرمان خدا پس از آفرينش ‍ او، همه فرشتگان در برابرش سجده كردند كه آدم ، به منزله قبله بود و سجده از آن خدا.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;حسين نيز اينگونه بود فرشتگان بر او درود و سلام فرستادند و در گرداگرد شهادتگاه او طواف كردند و شهادتگاهش معراج آنان بود و جايگاه فرود و صعود آنان .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;خداوند آدم را در بهشت ويژه اش جاى داد و حسين بزرگ انسانى است كه بهشت و حوريان را از نور وجود او پديد آورد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آدم به لباس هاى بهشتى آراسته شد و حسين زينت و زيور بهشت است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آدم به فراق بهشت آزمايش شد و حسين به جداى دوستان .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آدم به كشته شدن فرزندش كه بدن فرزندش آزمايش گرديد و خون او را ديد كه بر زمين ريخت و زمينى را سيراب كرد و حسين نيز به شهادت فرزندش ‍ كه بدن او را پاره كردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آدم به هشدار از خوردن آن درخت آزمايش گرديد و فراموش كرد و خداوند در او تصميم آهنين نيافت ، اما حسين به وانهادن تمامى علائق و ارزش هاى مادى آزمايش گرديد و فراموش نساخت و تصميم آهنين و استوارى از خود نشان داد كه بى نظير بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;آدم از نظر چهره و قامت ، برگزيده خدا در ميان موجودات بود و او و فرزندانش برگزيده آفرينش اند و حسين برگزيده از ميان اين برگزيدگان ، چرا كه او از، برگزيده محبوب جهان هستى پيامبر خداست و پيامبر از او.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه ادريس پيامبر با امام حسين(ع)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;خداوند حضرت ادريس را بر آسمان ها اوج داد و حسين نيز پس از شهادت ، روح خون ، پيكر و تربت را اوج بخشيد و بالابرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;ادريس به هجرت از قلمرو ظلم و بيداد پراكندگى ياران ، گرسنگى و تشنگى در راه حق آزمايش شد و حسين نيز به هجرت از خدا و رويارويى قهرمانه با ديكتاتورى خون آشام اموى و به تشنگى و فشار روزگار براى حق و عدالت &amp;#8230; كه خواهرش در كنار پيكر به خون طپيده اش ناله زد و گفت : پدرم به فداى آن كه با لب تشنه به شهادت رسيد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه  حضرت نوح با امام حسين(ع)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نوح ، ازبزرگ پيام آوران است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;حسين عليه السلام ، سالار همه جوانمردان بهشت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;خانه و جايگاه نوح شرافت يافت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;شهادتگاه حسين از آن جا شرافتش بيشتر شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;خداوند در ميان جهانيان به نوح درود فرستاد كه : سلام على نوح فى العالمين چرا كه نجات مردم از طوفان به خاطر او بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;به حسين نيز درود باد كه نجات همه بشريت از آتش دوزخ به بركت وجود اوست .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نوح دارنده كشتى نجات بر امواج آب ها بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;حسين صاحب كشتى نجاتى است كه هر آن كس بر آن نشيند از آتش هاى بدبختى دنيا و آخرت نجات يابد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نوح نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خويش زندگى كرد و بر او ستم روا داشتند و تا سر حد بيهوشى او را زدند و خون از گوشهايش جارى شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;حسين عليه السلام نيز از فراسوى مردم دعوت شد و نيمروزى در ميان آنان بود و او را به شهادت رساندند و پيكر پاكش سه روز بر روى خاك ماند و سر مقدسش را بر فراز نيزه ها بردند و ستمى كه در يك ساعت بر او روا داشتند، از نهصد و پنجاه سال ، بيشتر بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه حضرت ابراهيم با امام حسين(ع)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هنگامى كه با فروتنى و اخلاص در زيارت حسين عليه السلام اين جمله را به زبان مى آورى كه السلام على ابراهيم خليل الله مى توانى هر دو نفر آنان حسين عليه السلام يا ابراهيم را نيت كنى .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مى توانى آن خليل خدا را نيت كنى كه به خاطر انجام فرمان خدا خويشتن را به آتش بيدادگران نزديك ساخت و نه تنها از فرشتگان مدد نخواست ، بلكه از شدت اخلاص خدايش را نيز نخواند چرا كه گفت : حسبى من سؤ الى علمه بحالى &amp;#8230; او از شرايط من آگاه است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و نيز مى توانى به نيت خليل كربلا، سلام و درود نثار كنى كه خويشتن را در راه انجام فرمان خدا آماج شمشيرها و نيزه ها نمود و يارى فرشتگان را نپذيرفت و آتش دوزخ را و آتش فتنه اموى را براى امت بزرگى سرد و سلامت ساخت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;به هنگام سلام ، مى توانى آن خليل بزرگى را نيت كنى كه چهره نورانى فرزندش اسماعيل را به خاطر خدا بر خاك نهاد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;نيز مى توانى آن خليل پرشكوهى را نيت كنى كه در راه خدا چهره فروزان فرزندش على را با بدن قطعه قطعه بر خاك نهاد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;به هنگام نثار درود بر ابراهيم ، مى توانى خليل بزرگوارى را نيت كنى كه همسرش ساره از او براى تهيه غذا، مواد غذايى خواست و او از همسرش ‍ خجالت كشيد كه او را دست خالى برگرداند و ظرف را از ريگ هاى بيابان پر كرد و خداوند به قدرتش آن را به مواد غذايى تبديل كرد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;يا آن خليل بلند آوازه اى را قصد كنى كه دخت گرانمايه اش در محاصره دشمن از او آب خواست كه در پاسخ دردانه اش فرمود: دخترم ! تشنگى تو بر من گردان است ، اما براى خدا همه مشكلات را بايد به جان خريد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقایسه امام حسين (ع ) با يعقوب پيامبر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;در زيارت حسين عليه السلام مى خوانيم كه :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;السلام على يعقوب الذى رد الله اليه بصره برحمته&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;سلام بر يعقوب پيامبر كه خداوند به رحمت خويش ، نور ديدگانش را بدو باز گردانيد. در اين درود و سلام ، مى توانى يعقوب پيامبر را نيت كنى كه پدر دوازده پسر بود و هنگامى كه آنان را فرا خواند، در كمال صحت و سلامت در برابرش ايستادند و گفتند: پدر جان ! يكى از ما را گرگ خورد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و او از اين رخداد و خبر درد ناك ، كمرش خم و نور چشمانش را از دست داد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و نيز مى توانى يعقوب كربلا، حسن عليه السلام را قصد كنى كه پدر يك پسر بود كه ندايش را از شهادتگاه شنيد كه : پدرجان ! آخرين سلام مرا پذيرا باش كه اينك لحظات جدايى است . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;مى توانى يعقوب پيامبر را نيت كنى كه پيراهن آلوده به خون فرزندش را كم سالم بود نگريست و گفت : گويا گرگ پر مهرى بوده كه پسرم را خورده و پيراهن او را پاره نكرده است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;از يعقوب پيامبر، يوسف را خواستند بدين بهانه كه : در دشت زيبا و مناظر دل انگيزش بخورد و بازى كند، اما او نمى پذيرفت و مى گفت : بردن او، مرا اندوهگين مى سازد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما حسين عليه السلام هنگامى كه فرزند قهرمانش به سوى ميدان جهاد حركت كرد و بانوان حرم او را از حركت باز داشتند، فرمود: او را رها كنيد كه شوق ديدار خدا و پيامبرش را در سر دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;يعقوب پيامبر را بشارت دهنده با پيراهن يوسف فرا رسيد و آن را به سر و روى او انداخت و او بينا شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما حسين عليه السلام نداى جدايى فرزندش را شنيد گويى دنيا در نظرش ‍ تيره و تار شد.&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;35 -&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt; مقايسه امام حسين با حضرت يوسف&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هنگامى كه برادران حسود، ميان يوسف و پدرش جدايى افكندند و نقشه كشتن او را كشيدند، يكى از آنان گفت : يوسف را نكشيد و او را در نهانگاه چاه بيفكنيد. و چنين كردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما يوسف پر شكوه كربلا را پس از به شهادت رساندن تمامى ياران ، فرزندان ، برادران و&amp;#8230; و پس از وارد ساختن زخم هاى عميق و بسيار بر پيكرش كه هر كدام از آنها براى شهادتش كافى بود، ناگهان همگى سپاه شوم اموى فرياد كشيدند كه : حسين را دسته جمعى بكشيد. اينجا بود كه گروهى براى كشتن آن حضرت هجوم آوردند و گروهى براى بريدن سر مطهرش و پس از شهادت پر شكوهش ، شقاوت هايى كه بر آن پيكر مطهر روا داشتند كه قلم از ترسيم آن ناتوان است . )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;كاروانيان يوسف پيامبر را پس از افكندن در نهانگاه چاه ، يافتند و با خود بردند و براى فروش در بازار مصر گرداندند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و يوسف كربلا را نيز از شهادت در حالى كه پيكرش بر روى خاك بود، سر مقدسش را بر فراز نيزه هاى بيداد در كوفه ، شام ، بازار و كوچه هاى آن شهرها، بزدلانه و شقاوت مندانه گردانيدند.  يوسف پيامبر را به ضرب زور بر دربار پادشاه مصر بردند، اما پس از مدتى مورد احترام او قرار گرفت و امانتدار او شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما سر مقدس يوسف كربلا را به بارگاه ديكتاتور سفاكى بردند كه به جنايت خويش افتخار مى كرد و بر سيد و سالار شهيدان اهانت روا مى داشت و بر لب و دندان او چوب بيداد مى نواخت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;- قياس هود پيامبر و امام حسين (ع )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هود پيامبر خدا بود و صاحب توكل و اعتمادى خاص ، آنگونه كه در برابر دشمنان با توكل به خدا گفت : &amp;#8230; فكيدونى جميعا ثم لا تنظرون . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;همگى بر ضد من به حيله گرى برخيزيد و مرا مهلت ندهيد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;حسين عليه السلام نيز هنگامى كه در برابر سپاه اموى ايستاد، پس از خير خواهى و ارشاد آنان شهامت مندانه همين سخن را گفت .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هود پيامبر اين سخن را گفت ، اما قومش او را زدند و بدو سنگ انداختند، اما از او دست برداشتند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;ولى سپاه اموى با همه سلاح و امكانات خويش ، به هر شقاوتى بر ضد حسين عليه السلام و يارانش دست يازيدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;.كافران ستمكار، هود پيامبر را، مورد يورش قرار دادند و تا به شماره افتادن نفس ، گلويش را فشردند و آنگاه رها كردند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما سپاه اموى ، حسين عليه السلام را سر بريدند و پس از شهادت ، پيكرش ‍ را قطعه قطعه كردند و آنگاه است بر بدن مقدسش تاختند و پيكرش را درهم نورديدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه شعيب پيامبر و امام حسين (ع )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اين پيامبر بزرگ ، پدر دو دخت گرانمايه بود، موسى آنان را بر دروازه مدين با گوسفندانشان ديد كه كنارى ايستاده و در انتظارند تا مردم گوسفندان خويش را سيراب ساخته و بروند، آنگاه آنان گوسفندان خود را آب دهند و به همين دليل كهنسالى پدرشان ناگزير از اين كار هستند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى ، با ديدن شرايط آنان ، گوسفندانشان را آب داد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;اما حسين عليه السلام در جهاد بر ضد كفر و ريا، در شرايط سختى قرار گرفته بودكه دختران ، خواهران ، كودكان خردسال ، برادران ، برادر زادگان و نزديكانش ، همگى در اوج تشنگى بودند و آن گرامى به سوى فرات آمد و براى آنان آب خواست و درحالى كه از آن آب ، همگان حتى سگ ها و خوك هاى بيابان مى نوشيدند و كسى مانع آنان نبود، حسين عليه السلام را بازداشتند. او و همه كسانش را در محاصره آب بهشهادت رساندند با اينكه مى دانستند پدر و نياى بزرگشان ، برتر و بالاتر از همه جهانيان هستند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;يحيى پيامبر و حسين (ع )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;يحيى پيامبر و حسين عليه السلام از سه ديدگاه با هم شباهت دارند:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;1 - نخست اينكه ، در موارد مختلفى ميان اين دو بنده خاص خدا شباهت هايى است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;2 - از پيامبر گرامى روايت است كه مى فرمود: در جهنم ، نقطه اى است كه سزاوار هيچ يك از مخلوق خدا، جز قاتل يحيى پيامبر و قاتل فرزندش ‍ حسين نيست .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;3 - خود حسين عليه السلام در راه كربلا، در هر منزلگاهى پيوسته از يحيى پيامبر ياد مى كرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;حسين عليه السلام در هر منزلگاه ، ميان مكه و كربلا يحيى آن پيامبر بزرگ ياد مى كرد و به ويژه هديه داده شدن سر مقدسش را، خاطر نشان مى ساخت و اگر نيك بينديشيم اين سخت ترين مصائب به نظر مى رسد، چرا كه شنيدن شماتت دشمن از دور بزرگ ترين مصيبت است . اما نگريستن بر دشمن و ديدن سر بريده دوست در برابر او و تحمل شرارت و اهانت او، همانگونه كه در مورد حسين عليه السلام اتفاق افتاد، سخت غير قابل تحمل است . اين جنايت بر پيامبر گرامى آنقدر گران آمد كه بر هركس كه با دين سر مقدس حسين عليه السلام در بارگاه ستم اموى ، شادمان گردد نفرين كرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه حضرت موسى با امام حسين (ع )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;هنگامى كه حسين (ع ) از مدينه حركت كرد برخى از آيات مربوط به اين پيامبر بزرگ را تلاوت كرد و هنگامى كه به مكه وارد شد، برخى ديگران از اين آيات را و در اين تلاوت ، آيات مربوط به موسى عليه السلام مطابقت و مقايسه شرايط دو بزرگوار بود، بدين صورت : موسى عليه السلام هم سخن خدا است و حسين عليه السلام نيز همانگونه كه در روايت آمده است بدين مقام مفتخر شد، هم در زندگيش و هم به هنگام شهادت كه ندا رسيد:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;يا ايتها النفس المطمئنه * ارجعى الى ربك راضيه مرضيه.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى عليه السلام داراى معجزه خاصى بود كه دست مقدسش گاه درخشان و نورافشان بود و حسين عليه السلام فراتر از آن بود، چرا كه پيشانى و گلوگاه مقدسش به خاطر بوسه هاى بسيار پيامبر صلى الله عليه و آله نورانى بود و چهره مباركش هنگام كه به خاك و خون آغشته شد بود، نور افشانى مى كرد آنچنان كه هر بيننده اى را از توجه به چگونگى كشته شدنش ‍ باز مى داشت و سر مطهرش نيز بر فراز نيزه ها مى درخشيد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى ، داراى معجزه ديگرى بود آن اين بود كه بر اثر زدن با عصا، صخره ها&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;منفجر مى شد و آب از آن مى جوشيد و حسين عليه السلام نيز فاجعه جانگداز شهادتش باعث انفجار صخره ها شد و خون از صخره ها و سنگ ريزه ها روان گرديد، همانگونه كه در بيت المقدس اتفاق افتاد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و نيز در روايت آمده است كه : شامگاه شهادت او تا بامداد روز بعد، هر سنگى را كه بر مى داشتند زير آن خون تازه بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و نيز شهادت او سيلاب اشك از ديدگاه جارى ساخت و نيز نام مقدسش &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى ، برايش نعمت غذاى آسمانى من و سلوى فرود آمد و براى حسين (ع ) نيز ميوه هاى بسيارى فرود آمد، گاهى طبقى از رطب و گاهى غذاى پخته شده ، زمانى انار و به و زمانى ديگر سيب &amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى عليه السلام پيامبرى است كه طور سينا به خاطر او شرافت يافت تا جايى كه خدا بدان مكان ، سوگند ياد مى كند و حسين عليه السلام پيشواى بزرگى است كه كربلا به افتخار او شرافت ويژه يافت و در برخى روايات است كه طور سينا، همان كربلا است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى صاحب عصاى خاصى است كه نشانه ها از آن آشكار گرديد و حسين عليه السلام صاحب شمشيرى است كه شجاعت پيامبر از آن آشكار شد و او را براى حسين عليه السلام به ارث نهاد تا جايى كه شجاعت حسين عليه السلام شهره آفاق گرديد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;موسى گفت : &amp;#8230; واجعل لى وزيرا من اهلى هارون اخى . بار خدايا! برادرم هارون را از خاندانم وزيرم قرار ده .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #000000;&quot;&gt;و براى حسين عليه السلام وزيرى چون برادرش عباس قرار داد و او را در همه فراز و نشيب هاى قيام توحيدى و ستم سوزش ، شريك او ساخت و او را پشتوانه و يار و ياور او گردانيد، به همين جهت به هنگامى شهادت عباس ‍ فرمود: برادرم ! بپاخيز كه اينك كمرم شكست .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;مقايسه حضرت عيسى و امام حسين (ع )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اين پيامبر گران قدر فرزند مريم پاك است .&lt;br /&gt;و حسين عليه السلام ، فرزند گرانمايه فاطمه مطهره عليها السلام .&lt;br /&gt;او فرزند بانويى است كه فرشتگان ندايش دادند كه : يا مريم ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين . هان اى مريم ! خداوند تو را برگزيده و پاكيزه ساخت و بر زنان جهان برترى بخشيد.&lt;br /&gt;حسين عليه السلام نيز فرزند بانوى گرانمايه اى است كه مورد نداى فرشتگان قرار گرفت و برترين بانوان دنيا و آخرت بود.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام روح خدا و آفريده اوست .&lt;br /&gt;حسين عليه السلام نور خدا و دروازه رحمت او.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام فرزند بانوى بانوان جهان معاصر خويش است .&lt;br /&gt;حسين عليه السلام فرزند سالار زنان دنيا و آخرت .&lt;br /&gt;آن پيامبر بزرگ از شدت زهد و وارستگى ، خشت و سنگ را بالش خود ساخت بود.&lt;br /&gt;حسين عليه السلام سر را در راه خدا، نثار كرد و سر در بدن نداشت تا بر بالين نهد.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام لباس خشن مى پوشيد.&lt;br /&gt;حسين عليه السلام لباسش را هم در راه خدا از بدنش ربودند.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام به غذايى ساده ، قناعت مى ورزيد.&lt;br /&gt;حسين عليه السلام سه روز پيش از شهادت در محاصره آب و غذا بود.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام ثروتى نداشت تا آن را نگاه دارد.&lt;br /&gt;حسين عليه السلام خيمه هايش را غارت كردند و لباس از پيكر مطهرش ، پس از شهادتش ربودند.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام پسرى نداشت تا با شهادتش او را داغدار سازد.&lt;br /&gt;فرزند گرانمايه حسين عليه السلام با شهادت در راه حق ، توان او را گرفت و دنيا را در برابر ديدگانش تيره و تار ساخت ، اما براى خدا شكيبايى پيشه ساخت .&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام سايه اش در برابر حرارت خورشيد، مشرق ها و مغرب هاى زمين بود.&lt;br /&gt;حسين عليه السلام پيكرش سه شبانه روز زير تابش خورشيد بود.&lt;br /&gt;عيسى عليه السلام مركبش ، دو پايش بود و خدمتگزارش ، دو دستانش .&lt;br /&gt;حسين عليه السلام بزرگ مردى است كه سر و دست و پا را در راه خدا نثار كرد و انگشتانش را براى بردن انگشترش بريدند و بردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;کتاب: فضائل و سيره امام حسين - عليه السلام - در كلام بزرگان. عباس عزيزى&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/خصوصيات-ممتاز-امام-حسين-عليه-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><br /><span style="color: #008000;">توسل پيامبران به امام حسين (ع )</span><br /><span style="color: #000000;">هر كدام از پيام آوران خدا، كه به رنج و مشكل بزرگى مى رسيد با نام و ياد حسين و خداى حسين عليه السلام  مشکلش بر طرف مى شد كه اين مورد که به چند روايت اشاره  مى شود:</span><br /><span style="color: #000000;">1 - در توبه و نيايش آدم ، خداوند نام هاى پنجگانه مقدس را به او آموخت و او به زبان آورد و با نام حسين عليه السلام نيايش او مورد قبول قرار گرفت .</span><br /><span style="color: #000000;">2 - در طوفان نوح براى آرام گرفتن كشتى ، به آن حضرت وحى شد كه به پنج نور مقدس توسل جويد و با نام حسين عليه السلام كشتى نوح به طور دلخواه در قرارگاه خويش قرار گرفت .</span><br /><span style="color: #000000;">3 - در دعاى زكرياى پيامبر كه مى گفت : پروردگار! از جانب خود به من فرزندى ارزانى دار&#8230;</span><br /><span style="color: #000000;">خداوند، نام هاى مقدس پنجگانه را به او آموخت و او با به زبان آوردن نام گرانمايه حسين عليه السلام بشارت به يحيى پيامبر بدو رسيد.</span><br /><span style="color: #000000;">4 - حضرت يونس در نجات از شكم ماهى ، خداى را فرا خواند و هنگامى كه با ياد آورى نام هاى پنجگانه به نام حسين عليه السلام اين بنده برگزيده خدا رسيد، نجات يافت .</span><br /><span style="color: #000000;">5 - در جريان بر طرف شدن گزند و گرفتارى از ايوب پيامبر نيز، هنگام كه به بارگاه خدا نيايش كرد و ندا رسيد كه :</span><br /><span style="color: #000000;">اركض برجلك هذا معتسل بارد و شراب</span><br /><span style="color: #000000;">پايت را بر زمين بكوب اين آبى است براى شست و شو و اين آبى است سرد براى آشاميدن . آنجا نيز با نام مقدس حسين عليه السلام دعايش ‍ برآورده شد.</span><br /><span style="color: #000000;">6 - در جريان ابراهيم و اسماعيل كه پيام آمد:وفديناه بذبح عظيم</span><br /><span style="color: #000000;">او را به قربانى پرشكوهى باز خريديم .</span><br /><span style="color: #000000;">روايت است كه : اين قربانى پر شكوه حسين عليه السلام است و با اين ترتيب پيام و مفهوم آيه نيز روشن است ، چرا كه حسين عليه السلام برتر از اسماعيل بود.</span><br /><span style="color: #000000;">7 - در نجات يوسف پيامبر از نهانگاه چاه ، نيز روايت است كه : آن حضرت به وسيله جبرئيل به پنج نور مقدس توسل جست و با ياد و نام حسين عليه السلام بود كه كاروانيان رسيدند و فرستاده آنان براى آب به سر چاه رهايى يافت . </span><br /><span style="color: #000000;">8 - در نجات يوسف از زندان مصر، پس از سال هاى طولانى نيز، نام و ياد حسين عليه السلام و حرمت او در بارگاه خدا، نجات بخش بود. </span><br /><span style="color: #000000;">9- در برطرف ساختن غم و اندوه يعقوب نيز نام مقدس او كار ساز بود.</span><br /><span style="color: #000000;">هنگامى كه كار بر يعقوب سخت شد، رو به بارگاه خدا گفت : پروردگار! نور ديدگانم و فرزندم يوسف ، از دستم رفتند، آيا به من مهر نمى ورزى ؟</span><br /><span style="color: #000000;">پيام رسيد كه بگو: بار خدايا! تو را به شكوه محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليه السلام سوگند مى دهم كه نور چشمم را به من باز گردان .</span><br /><span style="color: #000000;">و با زبان آوردن نام حسين عليه السلام ، بشارت دهنده فرا رسيد و او بينا گرديد. </span><br /><span style="color: #000000;">10 - علاوه بر موارد ياد شده ، موارد ديگرى هست كه با ياد و نام مقدس آن حضرت كه بنده خاص و برگزيده خداست ، رنج و اندوه و پيامبر به خواست خدا برطرف شده است و نيز با ياد و نام مقدس او، ناخودآگاه موج غم و اندوه بر سراچه قلب آنان ، سايه افكنده است و دعاهايشان در بارگاه خدا، به هدف اجابت رسيده است .</span><br /><br /><span style="color: #008000;">مقايسه حضرت آدم با امام حسين(ع)</span><br /><span style="color: #000000;">آدم از پيام آوران خدا و پدر انسانيت است و به فرمان خدا پس از آفرينش ‍ او، همه فرشتگان در برابرش سجده كردند كه آدم ، به منزله قبله بود و سجده از آن خدا.</span><br /><span style="color: #000000;">حسين نيز اينگونه بود فرشتگان بر او درود و سلام فرستادند و در گرداگرد شهادتگاه او طواف كردند و شهادتگاهش معراج آنان بود و جايگاه فرود و صعود آنان .</span><br /><span style="color: #000000;">خداوند آدم را در بهشت ويژه اش جاى داد و حسين بزرگ انسانى است كه بهشت و حوريان را از نور وجود او پديد آورد.</span><br /><span style="color: #000000;">آدم به لباس هاى بهشتى آراسته شد و حسين زينت و زيور بهشت است</span><br /><span style="color: #000000;">آدم به فراق بهشت آزمايش شد و حسين به جداى دوستان .</span><br /><span style="color: #000000;">آدم به كشته شدن فرزندش كه بدن فرزندش آزمايش گرديد و خون او را ديد كه بر زمين ريخت و زمينى را سيراب كرد و حسين نيز به شهادت فرزندش ‍ كه بدن او را پاره كردند.</span><br /><span style="color: #000000;">آدم به هشدار از خوردن آن درخت آزمايش گرديد و فراموش كرد و خداوند در او تصميم آهنين نيافت ، اما حسين به وانهادن تمامى علائق و ارزش هاى مادى آزمايش گرديد و فراموش نساخت و تصميم آهنين و استوارى از خود نشان داد كه بى نظير بود.</span><br /><span style="color: #000000;">آدم از نظر چهره و قامت ، برگزيده خدا در ميان موجودات بود و او و فرزندانش برگزيده آفرينش اند و حسين برگزيده از ميان اين برگزيدگان ، چرا كه او از، برگزيده محبوب جهان هستى پيامبر خداست و پيامبر از او.</span><br /><span style="color: #008000;">مقايسه ادريس پيامبر با امام حسين(ع)</span><br /><span style="color: #000000;">خداوند حضرت ادريس را بر آسمان ها اوج داد و حسين نيز پس از شهادت ، روح خون ، پيكر و تربت را اوج بخشيد و بالابرد.</span><br /><span style="color: #000000;">ادريس به هجرت از قلمرو ظلم و بيداد پراكندگى ياران ، گرسنگى و تشنگى در راه حق آزمايش شد و حسين نيز به هجرت از خدا و رويارويى قهرمانه با ديكتاتورى خون آشام اموى و به تشنگى و فشار روزگار براى حق و عدالت &#8230; كه خواهرش در كنار پيكر به خون طپيده اش ناله زد و گفت : پدرم به فداى آن كه با لب تشنه به شهادت رسيد.</span><br /><span style="color: #008000;">مقايسه  حضرت نوح با امام حسين(ع)</span><br /><span style="color: #000000;">نوح ، ازبزرگ پيام آوران است .</span><br /><span style="color: #000000;">حسين عليه السلام ، سالار همه جوانمردان بهشت .</span><br /><span style="color: #000000;">خانه و جايگاه نوح شرافت يافت .</span><br /><span style="color: #000000;">شهادتگاه حسين از آن جا شرافتش بيشتر شد.</span><br /><span style="color: #000000;">خداوند در ميان جهانيان به نوح درود فرستاد كه : سلام على نوح فى العالمين چرا كه نجات مردم از طوفان به خاطر او بود</span><br /><span style="color: #000000;">به حسين نيز درود باد كه نجات همه بشريت از آتش دوزخ به بركت وجود اوست .</span><br /><span style="color: #000000;">نوح دارنده كشتى نجات بر امواج آب ها بود.</span><br /><span style="color: #000000;">حسين صاحب كشتى نجاتى است كه هر آن كس بر آن نشيند از آتش هاى بدبختى دنيا و آخرت نجات يابد.</span><br /><span style="color: #000000;">نوح نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خويش زندگى كرد و بر او ستم روا داشتند و تا سر حد بيهوشى او را زدند و خون از گوشهايش جارى شد.</span><br /><span style="color: #000000;">حسين عليه السلام نيز از فراسوى مردم دعوت شد و نيمروزى در ميان آنان بود و او را به شهادت رساندند و پيكر پاكش سه روز بر روى خاك ماند و سر مقدسش را بر فراز نيزه ها بردند و ستمى كه در يك ساعت بر او روا داشتند، از نهصد و پنجاه سال ، بيشتر بود.</span><br /><span style="color: #008000;">مقايسه حضرت ابراهيم با امام حسين(ع)</span><br /><span style="color: #000000;">هنگامى كه با فروتنى و اخلاص در زيارت حسين عليه السلام اين جمله را به زبان مى آورى كه السلام على ابراهيم خليل الله مى توانى هر دو نفر آنان حسين عليه السلام يا ابراهيم را نيت كنى .</span><br /><span style="color: #000000;">مى توانى آن خليل خدا را نيت كنى كه به خاطر انجام فرمان خدا خويشتن را به آتش بيدادگران نزديك ساخت و نه تنها از فرشتگان مدد نخواست ، بلكه از شدت اخلاص خدايش را نيز نخواند چرا كه گفت : حسبى من سؤ الى علمه بحالى &#8230; او از شرايط من آگاه است .</span><br /><span style="color: #000000;">و نيز مى توانى به نيت خليل كربلا، سلام و درود نثار كنى كه خويشتن را در راه انجام فرمان خدا آماج شمشيرها و نيزه ها نمود و يارى فرشتگان را نپذيرفت و آتش دوزخ را و آتش فتنه اموى را براى امت بزرگى سرد و سلامت ساخت .</span><br /><span style="color: #000000;">به هنگام سلام ، مى توانى آن خليل بزرگى را نيت كنى كه چهره نورانى فرزندش اسماعيل را به خاطر خدا بر خاك نهاد.</span><br /><span style="color: #000000;">نيز مى توانى آن خليل پرشكوهى را نيت كنى كه در راه خدا چهره فروزان فرزندش على را با بدن قطعه قطعه بر خاك نهاد.</span><br /><span style="color: #000000;">به هنگام نثار درود بر ابراهيم ، مى توانى خليل بزرگوارى را نيت كنى كه همسرش ساره از او براى تهيه غذا، مواد غذايى خواست و او از همسرش ‍ خجالت كشيد كه او را دست خالى برگرداند و ظرف را از ريگ هاى بيابان پر كرد و خداوند به قدرتش آن را به مواد غذايى تبديل كرد</span><br /><span style="color: #000000;">يا آن خليل بلند آوازه اى را قصد كنى كه دخت گرانمايه اش در محاصره دشمن از او آب خواست كه در پاسخ دردانه اش فرمود: دخترم ! تشنگى تو بر من گردان است ، اما براى خدا همه مشكلات را بايد به جان خريد.</span><br /> <span style="color: #008000;">مقایسه امام حسين (ع ) با يعقوب پيامبر</span><br /><span style="color: #000000;">در زيارت حسين عليه السلام مى خوانيم كه :</span><br /><span style="color: #000000;">السلام على يعقوب الذى رد الله اليه بصره برحمته</span><br /><span style="color: #000000;">سلام بر يعقوب پيامبر كه خداوند به رحمت خويش ، نور ديدگانش را بدو باز گردانيد. در اين درود و سلام ، مى توانى يعقوب پيامبر را نيت كنى كه پدر دوازده پسر بود و هنگامى كه آنان را فرا خواند، در كمال صحت و سلامت در برابرش ايستادند و گفتند: پدر جان ! يكى از ما را گرگ خورد.</span><br /><span style="color: #000000;">و او از اين رخداد و خبر درد ناك ، كمرش خم و نور چشمانش را از دست داد.</span><br /><span style="color: #000000;">و نيز مى توانى يعقوب كربلا، حسن عليه السلام را قصد كنى كه پدر يك پسر بود كه ندايش را از شهادتگاه شنيد كه : پدرجان ! آخرين سلام مرا پذيرا باش كه اينك لحظات جدايى است . </span><br /><span style="color: #000000;">مى توانى يعقوب پيامبر را نيت كنى كه پيراهن آلوده به خون فرزندش را كم سالم بود نگريست و گفت : گويا گرگ پر مهرى بوده كه پسرم را خورده و پيراهن او را پاره نكرده است .</span><br /><span style="color: #000000;">از يعقوب پيامبر، يوسف را خواستند بدين بهانه كه : در دشت زيبا و مناظر دل انگيزش بخورد و بازى كند، اما او نمى پذيرفت و مى گفت : بردن او، مرا اندوهگين مى سازد.</span><br /><span style="color: #000000;">اما حسين عليه السلام هنگامى كه فرزند قهرمانش به سوى ميدان جهاد حركت كرد و بانوان حرم او را از حركت باز داشتند، فرمود: او را رها كنيد كه شوق ديدار خدا و پيامبرش را در سر دارد.</span><br /><span style="color: #000000;">يعقوب پيامبر را بشارت دهنده با پيراهن يوسف فرا رسيد و آن را به سر و روى او انداخت و او بينا شد.</span><br /><span style="color: #000000;">اما حسين عليه السلام نداى جدايى فرزندش را شنيد گويى دنيا در نظرش ‍ تيره و تار شد.</span> <br />35 -<span style="color: #008000;"> مقايسه امام حسين با حضرت يوسف</span><br /><span style="color: #000000;">هنگامى كه برادران حسود، ميان يوسف و پدرش جدايى افكندند و نقشه كشتن او را كشيدند، يكى از آنان گفت : يوسف را نكشيد و او را در نهانگاه چاه بيفكنيد. و چنين كردند.</span><br /><span style="color: #000000;">اما يوسف پر شكوه كربلا را پس از به شهادت رساندن تمامى ياران ، فرزندان ، برادران و&#8230; و پس از وارد ساختن زخم هاى عميق و بسيار بر پيكرش كه هر كدام از آنها براى شهادتش كافى بود، ناگهان همگى سپاه شوم اموى فرياد كشيدند كه : حسين را دسته جمعى بكشيد. اينجا بود كه گروهى براى كشتن آن حضرت هجوم آوردند و گروهى براى بريدن سر مطهرش و پس از شهادت پر شكوهش ، شقاوت هايى كه بر آن پيكر مطهر روا داشتند كه قلم از ترسيم آن ناتوان است . )</span><br /><span style="color: #000000;">كاروانيان يوسف پيامبر را پس از افكندن در نهانگاه چاه ، يافتند و با خود بردند و براى فروش در بازار مصر گرداندند</span><br /><span style="color: #000000;">و يوسف كربلا را نيز از شهادت در حالى كه پيكرش بر روى خاك بود، سر مقدسش را بر فراز نيزه هاى بيداد در كوفه ، شام ، بازار و كوچه هاى آن شهرها، بزدلانه و شقاوت مندانه گردانيدند.  يوسف پيامبر را به ضرب زور بر دربار پادشاه مصر بردند، اما پس از مدتى مورد احترام او قرار گرفت و امانتدار او شد.</span><br /><span style="color: #000000;">اما سر مقدس يوسف كربلا را به بارگاه ديكتاتور سفاكى بردند كه به جنايت خويش افتخار مى كرد و بر سيد و سالار شهيدان اهانت روا مى داشت و بر لب و دندان او چوب بيداد مى نواخت .</span></p>
<p><span style="color: #008000;">- قياس هود پيامبر و امام حسين (ع )</span><br /><span style="color: #000000;">هود پيامبر خدا بود و صاحب توكل و اعتمادى خاص ، آنگونه كه در برابر دشمنان با توكل به خدا گفت : &#8230; فكيدونى جميعا ثم لا تنظرون . </span><br /><span style="color: #000000;">همگى بر ضد من به حيله گرى برخيزيد و مرا مهلت ندهيد.</span><br /><span style="color: #000000;">حسين عليه السلام نيز هنگامى كه در برابر سپاه اموى ايستاد، پس از خير خواهى و ارشاد آنان شهامت مندانه همين سخن را گفت .</span><br /><span style="color: #000000;">هود پيامبر اين سخن را گفت ، اما قومش او را زدند و بدو سنگ انداختند، اما از او دست برداشتند.</span><br /><span style="color: #000000;">ولى سپاه اموى با همه سلاح و امكانات خويش ، به هر شقاوتى بر ضد حسين عليه السلام و يارانش دست يازيدند.</span><br /><span style="color: #000000;">.كافران ستمكار، هود پيامبر را، مورد يورش قرار دادند و تا به شماره افتادن نفس ، گلويش را فشردند و آنگاه رها كردند</span><br /><span style="color: #000000;">اما سپاه اموى ، حسين عليه السلام را سر بريدند و پس از شهادت ، پيكرش ‍ را قطعه قطعه كردند و آنگاه است بر بدن مقدسش تاختند و پيكرش را درهم نورديدند.</span><br /><span style="color: #008000;">مقايسه شعيب پيامبر و امام حسين (ع )</span></p>
<p><span style="color: #000000;">اين پيامبر بزرگ ، پدر دو دخت گرانمايه بود، موسى آنان را بر دروازه مدين با گوسفندانشان ديد كه كنارى ايستاده و در انتظارند تا مردم گوسفندان خويش را سيراب ساخته و بروند، آنگاه آنان گوسفندان خود را آب دهند و به همين دليل كهنسالى پدرشان ناگزير از اين كار هستند.</span><br /><span style="color: #000000;">موسى ، با ديدن شرايط آنان ، گوسفندانشان را آب داد. </span><br /><span style="color: #000000;">اما حسين عليه السلام در جهاد بر ضد كفر و ريا، در شرايط سختى قرار گرفته بودكه دختران ، خواهران ، كودكان خردسال ، برادران ، برادر زادگان و نزديكانش ، همگى در اوج تشنگى بودند و آن گرامى به سوى فرات آمد و براى آنان آب خواست و درحالى كه از آن آب ، همگان حتى سگ ها و خوك هاى بيابان مى نوشيدند و كسى مانع آنان نبود، حسين عليه السلام را بازداشتند. او و همه كسانش را در محاصره آب بهشهادت رساندند با اينكه مى دانستند پدر و نياى بزرگشان ، برتر و بالاتر از همه جهانيان هستند.</span><br /><span style="color: #008000;">يحيى پيامبر و حسين (ع )</span><br /><span style="color: #000000;">يحيى پيامبر و حسين عليه السلام از سه ديدگاه با هم شباهت دارند:</span><br /><span style="color: #000000;">1 - نخست اينكه ، در موارد مختلفى ميان اين دو بنده خاص خدا شباهت هايى است .</span><br /><span style="color: #000000;">2 - از پيامبر گرامى روايت است كه مى فرمود: در جهنم ، نقطه اى است كه سزاوار هيچ يك از مخلوق خدا، جز قاتل يحيى پيامبر و قاتل فرزندش ‍ حسين نيست .</span><br /><span style="color: #000000;">3 - خود حسين عليه السلام در راه كربلا، در هر منزلگاهى پيوسته از يحيى پيامبر ياد مى كرد.</span><br /><span style="color: #000000;">حسين عليه السلام در هر منزلگاه ، ميان مكه و كربلا يحيى آن پيامبر بزرگ ياد مى كرد و به ويژه هديه داده شدن سر مقدسش را، خاطر نشان مى ساخت و اگر نيك بينديشيم اين سخت ترين مصائب به نظر مى رسد، چرا كه شنيدن شماتت دشمن از دور بزرگ ترين مصيبت است . اما نگريستن بر دشمن و ديدن سر بريده دوست در برابر او و تحمل شرارت و اهانت او، همانگونه كه در مورد حسين عليه السلام اتفاق افتاد، سخت غير قابل تحمل است . اين جنايت بر پيامبر گرامى آنقدر گران آمد كه بر هركس كه با دين سر مقدس حسين عليه السلام در بارگاه ستم اموى ، شادمان گردد نفرين كرد.</span><br /><span style="color: #008000;">مقايسه حضرت موسى با امام حسين (ع )</span><br /><span style="color: #000000;">هنگامى كه حسين (ع ) از مدينه حركت كرد برخى از آيات مربوط به اين پيامبر بزرگ را تلاوت كرد و هنگامى كه به مكه وارد شد، برخى ديگران از اين آيات را و در اين تلاوت ، آيات مربوط به موسى عليه السلام مطابقت و مقايسه شرايط دو بزرگوار بود، بدين صورت : موسى عليه السلام هم سخن خدا است و حسين عليه السلام نيز همانگونه كه در روايت آمده است بدين مقام مفتخر شد، هم در زندگيش و هم به هنگام شهادت كه ندا رسيد:</span><br /><span style="color: #000000;">يا ايتها النفس المطمئنه * ارجعى الى ربك راضيه مرضيه.</span><br /><span style="color: #000000;">موسى عليه السلام داراى معجزه خاصى بود كه دست مقدسش گاه درخشان و نورافشان بود و حسين عليه السلام فراتر از آن بود، چرا كه پيشانى و گلوگاه مقدسش به خاطر بوسه هاى بسيار پيامبر صلى الله عليه و آله نورانى بود و چهره مباركش هنگام كه به خاك و خون آغشته شد بود، نور افشانى مى كرد آنچنان كه هر بيننده اى را از توجه به چگونگى كشته شدنش ‍ باز مى داشت و سر مطهرش نيز بر فراز نيزه ها مى درخشيد.</span><br /><span style="color: #000000;">موسى ، داراى معجزه ديگرى بود آن اين بود كه بر اثر زدن با عصا، صخره ها</span><span style="color: #000000;">منفجر مى شد و آب از آن مى جوشيد و حسين عليه السلام نيز فاجعه جانگداز شهادتش باعث انفجار صخره ها شد و خون از صخره ها و سنگ ريزه ها روان گرديد، همانگونه كه در بيت المقدس اتفاق افتاد.</span><br /><span style="color: #000000;">و نيز در روايت آمده است كه : شامگاه شهادت او تا بامداد روز بعد، هر سنگى را كه بر مى داشتند زير آن خون تازه بود.</span><br /><span style="color: #000000;">و نيز شهادت او سيلاب اشك از ديدگاه جارى ساخت و نيز نام مقدسش &#8230;</span><br /><span style="color: #000000;">موسى ، برايش نعمت غذاى آسمانى من و سلوى فرود آمد و براى حسين (ع ) نيز ميوه هاى بسيارى فرود آمد، گاهى طبقى از رطب و گاهى غذاى پخته شده ، زمانى انار و به و زمانى ديگر سيب &#8230;</span><br /><span style="color: #000000;">موسى عليه السلام پيامبرى است كه طور سينا به خاطر او شرافت يافت تا جايى كه خدا بدان مكان ، سوگند ياد مى كند و حسين عليه السلام پيشواى بزرگى است كه كربلا به افتخار او شرافت ويژه يافت و در برخى روايات است كه طور سينا، همان كربلا است .</span><br /><span style="color: #000000;">موسى صاحب عصاى خاصى است كه نشانه ها از آن آشكار گرديد و حسين عليه السلام صاحب شمشيرى است كه شجاعت پيامبر از آن آشكار شد و او را براى حسين عليه السلام به ارث نهاد تا جايى كه شجاعت حسين عليه السلام شهره آفاق گرديد.</span><br /><span style="color: #000000;">موسى گفت : &#8230; واجعل لى وزيرا من اهلى هارون اخى . بار خدايا! برادرم هارون را از خاندانم وزيرم قرار ده .</span><br /><span style="color: #000000;">و براى حسين عليه السلام وزيرى چون برادرش عباس قرار داد و او را در همه فراز و نشيب هاى قيام توحيدى و ستم سوزش ، شريك او ساخت و او را پشتوانه و يار و ياور او گردانيد، به همين جهت به هنگامى شهادت عباس ‍ فرمود: برادرم ! بپاخيز كه اينك كمرم شكست .</span><br /><span style="color: #008000;">مقايسه حضرت عيسى و امام حسين (ع )</span><br />اين پيامبر گران قدر فرزند مريم پاك است .<br />و حسين عليه السلام ، فرزند گرانمايه فاطمه مطهره عليها السلام .<br />او فرزند بانويى است كه فرشتگان ندايش دادند كه : يا مريم ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين . هان اى مريم ! خداوند تو را برگزيده و پاكيزه ساخت و بر زنان جهان برترى بخشيد.<br />حسين عليه السلام نيز فرزند بانوى گرانمايه اى است كه مورد نداى فرشتگان قرار گرفت و برترين بانوان دنيا و آخرت بود.<br />عيسى عليه السلام روح خدا و آفريده اوست .<br />حسين عليه السلام نور خدا و دروازه رحمت او.<br />عيسى عليه السلام فرزند بانوى بانوان جهان معاصر خويش است .<br />حسين عليه السلام فرزند سالار زنان دنيا و آخرت .<br />آن پيامبر بزرگ از شدت زهد و وارستگى ، خشت و سنگ را بالش خود ساخت بود.<br />حسين عليه السلام سر را در راه خدا، نثار كرد و سر در بدن نداشت تا بر بالين نهد.<br />عيسى عليه السلام لباس خشن مى پوشيد.<br />حسين عليه السلام لباسش را هم در راه خدا از بدنش ربودند.<br />عيسى عليه السلام به غذايى ساده ، قناعت مى ورزيد.<br />حسين عليه السلام سه روز پيش از شهادت در محاصره آب و غذا بود.<br />عيسى عليه السلام ثروتى نداشت تا آن را نگاه دارد.<br />حسين عليه السلام خيمه هايش را غارت كردند و لباس از پيكر مطهرش ، پس از شهادتش ربودند.<br />عيسى عليه السلام پسرى نداشت تا با شهادتش او را داغدار سازد.<br />فرزند گرانمايه حسين عليه السلام با شهادت در راه حق ، توان او را گرفت و دنيا را در برابر ديدگانش تيره و تار ساخت ، اما براى خدا شكيبايى پيشه ساخت .<br />عيسى عليه السلام سايه اش در برابر حرارت خورشيد، مشرق ها و مغرب هاى زمين بود.<br />حسين عليه السلام پيكرش سه شبانه روز زير تابش خورشيد بود.<br />عيسى عليه السلام مركبش ، دو پايش بود و خدمتگزارش ، دو دستانش .<br />حسين عليه السلام بزرگ مردى است كه سر و دست و پا را در راه خدا نثار كرد و انگشتانش را براى بردن انگشترش بريدند و بردند.</p>
<p> </p>
<p><span style="font-size: xx-small;">کتاب: فضائل و سيره امام حسين - عليه السلام - در كلام بزرگان. عباس عزيزى</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/خصوصيات-ممتاز-امام-حسين-عليه-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/خصوصيات-ممتاز-امام-حسين-عليه-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=277584</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>معرفی  کتاب «چهار گفتار» رهبر معظم انقلاب</title>
			<link>https://aasmaz.kowsarblog.ir/معرفی-کتاب-چهار-گفتار-رهبر</link>
			<pubDate>16:50:00 +0330 شنبه، 17 مهر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهرا تجري</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">277432@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;به مناسبت ایام عزای سالار شهیدان حضرت امام حسین(علیه‌السلام)، کتاب «چهار گفتار» در نماز جمعه‌های کشور معرفی شد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;یکی از مباحثی که میان افراد مختلف مطرح می باشد  چراییِ قیام سیدالشهداء(ع) است، قیامی که پس از 14 قرن نه تنها رو به خاموشی نگرویده بلکه روز به روز منشأ برکات بسیاری برای نوع بشر، و زمینه‌ساز قیام‌های بسیاری علیه ظلم و ظالم در جهان بوده است. علاوه‌ بر این، باید به مسائلی که زمینه‌ساز این حرکت تاریخی شده‌اند نیز توجه داشت و برای تحلیل واقعۀ عاشورا آنها را نیز شناخت، زیرا ندانستن زمینه‌ها و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری آن واقعۀ عظیم می‌تواند تحلیل قیام اباعبدالله الحسین(ع) را از مسیر درست خارج کند و نمایی غیرواقعی از انقلاب حسینی در ذهن مخاطب ایجاد کند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها به بهانه‌های مختلفی از قیام عاشورا و علل آن سخن گفته‌اند، اما در بعضی از سخنرانی‌هایشان به‌صورت مفصل و کامل به مسئلۀ عاشورا اشاره داشته‌اند. چهار گفتار ایشان در سال‌های 71، 74، 75 و 77 از منظر فراگیر بودن و همه‌جانبه بودن گفتارها، سبب شده که مؤسسۀ پژوهشی انقلاب اسلامی، آنها را در قالب یک کتاب با عنوان «چهار گفتار» منتشر کند، گفتارهایی که به دلیل اهمیّت خاص موضوع و محتوای آنها، در مجموعه‌ای مستقل منتشر شده‎اند که خواندن آن می‌تواند خواننده را در رسیدن به تحلیلی درست از قیام حسینی رهنمون کند. از مطالب مطرح شده در کتاب «چهار گفتار» تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم کسب بصیرت نسبت به علل و زمینه‌های بروز حادثۀ عاشورا است، همچنین موضوع مهم و خواندنی دیگر در این «چهار گفتار» موضوع خواص و نقش ویژۀ آنان در انحراف یا اصلاح جامعه است که این کتاب را متمایز کرده است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;کتاب «چهار گفتار» علی‌رغم صفحات اندکش، علاوه بر مباحث عبرت‌آموزی که اشاره شد، مطالب خواندنی دیگری را هم در پیش روی خوانندگانش قرار می‌دهد، مباحثی همچون: زندگی پُرفضیلت امام حسین(ع) و صفات برجستۀ ایشان، اهمیت مقام شهادت، اهمیت نقش ارزشمند حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در حفظ و گسترش پیام عاشورا، تحلیل تاریخ اسلام از بعثت تا عاشورا، ویژگی‌های لازم برای مجالس عزاداری محرم و صفر، و بسیاری مطالب خوب و مفید دیگر دربارۀ قیام حسینی.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;کتاب «چهار گفتار»، از انتشارات انقلاب اسلامی، در طرح ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در نماز جمعه‌های کشور که به‌همت مجمع ناشران انقلاب اسلامی و با همکاری شورای سیاست‌گذاری ائمۀ جمعۀ سراسر کشور در حال اجرا است، معرفی شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;   &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;مشرق&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aasmaz.kowsarblog.ir/معرفی-کتاب-چهار-گفتار-رهبر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong>به مناسبت ایام عزای سالار شهیدان حضرت امام حسین(علیه‌السلام)، کتاب «چهار گفتار» در نماز جمعه‌های کشور معرفی شد.</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong>یکی از مباحثی که میان افراد مختلف مطرح می باشد  چراییِ قیام سیدالشهداء(ع) است، قیامی که پس از 14 قرن نه تنها رو به خاموشی نگرویده بلکه روز به روز منشأ برکات بسیاری برای نوع بشر، و زمینه‌ساز قیام‌های بسیاری علیه ظلم و ظالم در جهان بوده است. علاوه‌ بر این، باید به مسائلی که زمینه‌ساز این حرکت تاریخی شده‌اند نیز توجه داشت و برای تحلیل واقعۀ عاشورا آنها را نیز شناخت، زیرا ندانستن زمینه‌ها و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری آن واقعۀ عظیم می‌تواند تحلیل قیام اباعبدالله الحسین(ع) را از مسیر درست خارج کند و نمایی غیرواقعی از انقلاب حسینی در ذهن مخاطب ایجاد کند.</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong>رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها به بهانه‌های مختلفی از قیام عاشورا و علل آن سخن گفته‌اند، اما در بعضی از سخنرانی‌هایشان به‌صورت مفصل و کامل به مسئلۀ عاشورا اشاره داشته‌اند. چهار گفتار ایشان در سال‌های 71، 74، 75 و 77 از منظر فراگیر بودن و همه‌جانبه بودن گفتارها، سبب شده که مؤسسۀ پژوهشی انقلاب اسلامی، آنها را در قالب یک کتاب با عنوان «چهار گفتار» منتشر کند، گفتارهایی که به دلیل اهمیّت خاص موضوع و محتوای آنها، در مجموعه‌ای مستقل منتشر شده‎اند که خواندن آن می‌تواند خواننده را در رسیدن به تحلیلی درست از قیام حسینی رهنمون کند. از مطالب مطرح شده در کتاب «چهار گفتار» تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم کسب بصیرت نسبت به علل و زمینه‌های بروز حادثۀ عاشورا است، همچنین موضوع مهم و خواندنی دیگر در این «چهار گفتار» موضوع خواص و نقش ویژۀ آنان در انحراف یا اصلاح جامعه است که این کتاب را متمایز کرده است.</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong>کتاب «چهار گفتار» علی‌رغم صفحات اندکش، علاوه بر مباحث عبرت‌آموزی که اشاره شد، مطالب خواندنی دیگری را هم در پیش روی خوانندگانش قرار می‌دهد، مباحثی همچون: زندگی پُرفضیلت امام حسین(ع) و صفات برجستۀ ایشان، اهمیت مقام شهادت، اهمیت نقش ارزشمند حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در حفظ و گسترش پیام عاشورا، تحلیل تاریخ اسلام از بعثت تا عاشورا، ویژگی‌های لازم برای مجالس عزاداری محرم و صفر، و بسیاری مطالب خوب و مفید دیگر دربارۀ قیام حسینی.</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong>کتاب «چهار گفتار»، از انتشارات انقلاب اسلامی، در طرح ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در نماز جمعه‌های کشور که به‌همت مجمع ناشران انقلاب اسلامی و با همکاری شورای سیاست‌گذاری ائمۀ جمعۀ سراسر کشور در حال اجرا است، معرفی شد</strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong>   </strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: #000000;"><strong><span style="font-size: xx-small;">مشرق</span><br /></strong></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aasmaz.kowsarblog.ir/معرفی-کتاب-چهار-گفتار-رهبر">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://aasmaz.kowsarblog.ir/معرفی-کتاب-چهار-گفتار-رهبر#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://aasmaz.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=277432</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
